نفرتانگیز
ساکن بودن
اطاعت کردن
پایدار,ماندگار
یک مرد میانسال همجنسگرای پنهان,یک مرد بالغ که هویت جنسی خود را پنهان میکند
توانایی
ابجد
بدبخت,حقیر • طرد کردن,تحقیر کردن
ترک گفتن
برداشت بافت
درمان از طریق تخریب بافت
مفعولبه (دستور زبان) • مربوط به مفعولبه (دستورزبان)
حالت ازسویی
واکهگشت
سوزان,پرشور
توانا
سالم و قوی
شستشو
ماهرانه, با کفایت
انکار کردن
ایثار,ترک
غیرطبیعی
ناهنجاری
به طور غیر طبیعی,به شکلی غیرعادی
سوار (کشتی، هواپیما و...) • روی,در
محل اقامت
باطل کردن
لغو
لغو کننده,حامی لغو
*شیردان
نفرتانگیز
به طور وحشتناک,به طور نفرت انگیز
متنفر بودن,نفرت شدید داشتن
مایه نفرت
بومی,اصلی • اولیه
لغو,قطع • سقط جنین کردن
سقط جنین
قرص سقط جنین
بینتیجه
مملو بودن
درباره • حدوداً • در حال حرکت,فعال
وقتِش بود
180 درجه چرخیدن,چرخش 180 درجه • تغییر عقیده
بالای • در بالای • موارد فوق,تمام موارد ذکر شده در بالا • ذکر شده در بالا,پیشتر اشاره شده
بالاتر از همه,قبل از هر چیز
شفاف و قانونی
قانون شامل حال کسی نشدن
دارای مقام بالا
واقع در قسمت بالایی صفحه اول (روزنامه)
باز,صادقانه • صاف و پوستکنده
زمینی,روی سطح
مهملات,چرند
رخنمون شدن
سایش,فرسایش ناشی از اصطکاک
یک ساینده,یک ماده ساینده • بیملاحظه و خشن
اره ساینده,اره دیسک ساینده
تخلیه هیجانی
کنار هم,شانه به شانه
خلاصه کردن
خلاصهشده
نسخه خلاصه (نمایش، رمان و...)
به خارج • خارج از کشور,کشورهای خارجی
ملغی کردن
لغو
ناگهانی,بیمقدمه
ناگهان
دمل
درآوردن (جراحی)
فرار کردن
فراری,متواری
صخرهنوردی با کمربند • فرود آمدن با طناب
فرودآینده با طناب,کوهنورد فرودآینده
غیاب
غایب • ترک کردن,رفتن • در غیاب,بدون
حواسپرت
غایب
رأی غیابی
غیبت
ابسینت,لیکور ابسینت
ابسنت
تمامعیار • مطلق,حقیقت مطلق
پین مطلق,سنجاق مطلق
فقر مطلق,فقر شدید
صفر مطلق
خیلی
بخشودگی
مطلقگرایی,باور به وجود یک موجود مطلق