مطلقگرا • مطلقگرا,سختگیر
مبرا کردن
جذب کردن
مجذوب
جذاب,گیرا
جذب,نفوذ
طیف جذبی
فرار کردن,ناپدید شدن
پرهیز کردن
پرهیزکار (در خوردن و نوشیدن)
پرهیز (در خوردن و نوشیدن)
انتزاعی • مبرا کردن • چکیده
هنر انتزاعی
اکسپرسیونیسم انتزاعی
اسم انتزاعی
بازی رومیزی استراتژی انتزاعی,بازی استراتژی انتزاعی
انتزاع,مفهوم انتزاعی
انتزاع گرایی,هنر انتزاعی
نقاش انتزاعی,آبسترهگرا • انتزاعی,غیر فیگوراتیو
بسیار سخت و پیچیده
پوچ,غیرمنطقی • پوچی,بیمعنایی
پوچانگاری
ادبیات پوچانگاری
پوچی
به طور نامعقول، به طور مسخره
خط آبوگیدا
فراوانی,وفور
فراوان
به طور فراوان
بدرفتاری • بدرفتاری کردن
سوءاستفادهشده
بدرفتار
مجاور بودن
تکیهگاه (معماری)
مجاورت,همسایگی
ژرف
به شکل بسیار ضعیف,به روشی کاملاً ناموفق
مغاک
منطقه عمیق,ناحیه ژرف
گربه حبشی
دانشجوی دانشگاه نیجریهای,فارغالتحصیل دانشگاه نیجریهای • دانشگاهی,آکادمیک
جامعه دانشگاهی,آکادمی
علمی • دانشگاهی,عضو هیئت علمی دانشگاه
هنر آکادمیک
کنفرانس علمی,همایش دانشگاهی
مدرک تحصیلی,درجه علمی
آزادی دانشگاهی
نشر دانشگاهی
لباس دانشگاهی,پوشش آکادمیک
شورای دانشگاه
شال تحصیلی,پارچه فارغ التحصیلی
متن آکادمیک
سال تحصیلی
از نظر علمی,به صورت آکادمیک
آکادمیسین,استاد دانشگاه
هنر آکادمیک
آکادمیسم,ارتدوکسی مدرسهای
آکادمی, دبیرستان
جایزه اسکار
مدرسه آکادمی,مدرسه آموزشی
آکانتوس,هر گیاه از جنس آکانتوس
ترشی سبزیجات
موافقت کردن
رضایت دادن
سرعت گرفتن
سریعتر از حد معمول
شتاب,افزایش سرعت
شتابدهنده,پدال گاز
پدال گاز,شتابدهنده
لهجه • تاکید کردن
*مبل دکوری
*فرش کوچک
*صعوه
تاکیدی,وزنی
تأکید کردن
پذیرفتن
قابلقبول
بهطرز قابلقبول
پذیرفتن
نامه پذیرش,نامه قبولی
منطقی
دسترسی • دسترسی داشتن
دوره دسترسی,برنامه دسترسی
روزنامهنگاری دسترسی,روزنامهنگاری نزدیکی
رساننده خدمات اینترنتی
رمپ راستگرد