تنظیم کردن
قابل تنظیم,قابل تطبیق
*تخت قابل تنظیم
انبر قابلتنظیم
آچار قابل تنظیم,آچار فرانسه
آچارفرانسه
انطباق
ادجوتانت,لک لک
مادهای که اثر واکسن را افزایش میدهد • کمکی,تکمیلی
اداره کردن
اداره کردن,مدیریت کردن
مدیریت
اجرایی
اداری
مدیر اجرایی
قابل تحسین
به شکلی قابل تحسین,به طور ستایش برانگیز
دریاسالار (نیروی دریایی)
تحسین
تحسین کردن
مورد تحسین
طرفدار,حامی
مقبولیت
پذیرفتنی
پذیرش
هزینه پذیرش,قیمت ورودی
اقرار کردن
ممکن ساختن
پذیرش
از قرار معلوم
نصیحت کردن
هشدار,توبیخ
پندآمیز
قیلوقال
خشت
خانه خشتی
بلوغ
نوجوان • نوجوان,جوانانه
مرد جوان فوقالعاده جذاب
به سرپرستی گرفتن
از دیدگاه جدیدی به زندگی نگریستن
فرزندخوانده
اتخاذ
مرخصی فرزندخواندگی,مرخصی برای فرزندخواندگی
خوانده (پدر، مادر و...)
ناز
به طور دوست داشتنی, به طور جذاب
ستایش
عشق ورزیدن
محبوب,عزیز
عاشقانه,ستایشگر
با عشق,با تحسین
آراستن
حرف اضافه,پیشوند یا پسوند
عبارت حرف اضافه,عبارت اضافی
روشهای جایگزین حل اختلاف
آدرنال,فوق کلیوی • غده فوق کلیه
آدرنالین
هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک,هورمون کورتیکوتروپین
سرگردان,بدون جهت • سرگردان,شناور
زیرک
خط اشتراک دیجیتال نامتقارن
جذب سطحی کردن
جذب سطحی,فرایند جذب سطحی
کسی را تحسین کردن
ستایش بیش از حد
چاپلوسانه,تملق آمیز
بزرگسال • بالغ (از نظر جسمی)
آموزش بزرگسالان
بدافزایی کردن • تقلبی,آلوده
زنازاده,خیانتکار
زنای محصنه
بزرگسالی
بالغ شدن,رفتار بزرگسالی
طرح (چیزی را) نشان دادن
حرکت رو به جلو • پیشرفت کردن • پیشرفته
نسخه پیش از چاپ
پیشرفته
سن بالا,کهنسالی
جایگذاری پیشرفته,برنامه جایگذاری پیشرفته
پیشرفت,ترقی
پیشرفته,در حال پیشرفت