سرود صبحگاهی
بادمجان
قهوهای مایل به قرمز (مو) • رنگ قهوه ای مایل به قرمز,رنگ شاه بلوطی
آوکلند، بزرگترین شهر و بندر اصلی نیوزیلند
حراج • حراج کردن,به مزایده گذاشتن
محل برگزاری مزایده
مسئول حراج یا مزایده
بیپروا
بی باکانه,با جسارت
بی باکی,جسارت
جرأت,بی باکی
رسا • یک اودبل,تغییر در بازی که در خط اسکریمج فراخوانی میشود
به طور قابل شنیدن,به وضوح
حضار
جانشین مخاطب
صدا • صوتی
کابل صوتی,کابل آدیو
مهندس صدا
راهنمای صوتی,صوت راهنما
*آمیختن صدا
حق تکثیر کتاب صوتی
مسیریاب صوتی,روتر صدا
سیستم صوتی,دستگاه صوتی
کتاب صوتی
آدیوکیوبها,مکعبهای صوتی
روش شنیداری-گفتاری,روش شنیداری-زبانی
شنوایی شناس,متخصص شنوایی
دستگاه شنواییسنج
نوار مغناطیسی برای ضبط صدا,نوار صوتی
حسابرسی • حسابرسی کردن,بررسی کردن
آزمون بازیگری یا خوانندگی دادن • آزمون عملی (خوانندگی، بازیگری و غیره)
حسابرس
جایگاه حضار
شنوایی • شنوایی,سیستم شنوایی
کانال شنوایی,مجرای شنوایی
مجرای شنوایی خارجی,میتوس شنوایی
حالت شنوایی,قدرت شنوایی
آواشناسی شنیداری
اختلال پردازش شنوایی,نقص پردازش شنوایی
حس شنوایی,قدرت شنوایی
سیستم شنوایی,دستگاه شنوایی
خداحافظ,بدرود
اوت
مته
مته حلزونی,دریل مته ای
زیاد کردن
افزایش (در مقدار یا اندازه چیزی)
افزوده,تقویت شده
ماتریس افزوده,ماتریس گسترش یافته
واقعیت مجازی
نشانه چیزی بودن • غیبگو,پیشگو
غیبگویی (با رمل و اسطرلاب)
ماه اوت • محترم
*ماهیگیرک
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
حرامزاده,لعنتی
Aunt Sally,یک بازی سنتی انگلیسی که در آن بازیکنان سعی میکنند با پرتاب چوب یا توپ، عروسکی به نام "Aunt Sally" را از روی پایه بیندازند
عمه,خاله
عمه,خاله
هاله,نور مقدس
شنیداری,مربوط به هاله
طلایی (رنگ)
هاله نور (دور سر قدیسین)
دهلیز
طلادار
آرورا,الهه سپیده دم
شفق قطبی نیمکره جنوبی
شفق شمالی
مربوط به طلوع
فال
خوشآیند
بهطور امیدوارکنندهای
استرالیایی,اوسی
ساده
به سادگی,بیآلایش
ریاضت
استرالزی
استرالیا
استرالیایی • استرالیایی,زبانهای استرالیایی
سوسک استرالیایی,بلاتلای استرالیایی
فوتبال استرالیایی,فوتي
اتریش
اتریشی • اتریشی
زبانهای آستروآسیایی
همترازی آسترونزیایی,الگوی تایپولوژیکی همترازی دستوری که در زبانهای متعلق به خانواده زبان آسترونزیایی یافت میشود
زبانهای آسترونزیایی
حکومت استبدادی
کارگردان صاحبسبک
اصل
به طور واقعی,به طور اصیل
تصدیق کردن,تایید کردن
اصالت
نویسنده • نوشتن
جانشین نویسنده
مستبد • فرد اقتدارگرا,دیکتاتور
تاثیرگذار و مهم