جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Auspice
01
فال
a sign of good luck or future success
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
auspices
مثالها
They saw the shooting star as an auspice for their journey.
آنها ستاره دنبالهدار را به عنوان نشانهای خوشیمن برای سفرشان دیدند.
درخت واژگانی
auspicious
auspice



























