آکروتوموفیل,آکروتوموفیل
اکریلیک • اکریلیک,ساخته شده از اکریلیک
ناخن اکریلیک
رنگ اکریلیک
ریتاردر اکریلیک
عمل کردن • آزمون ورودی دانشگاه (ACT)
مناسب با سن خود رفتار کردن
به عنوان عمل کردن,نقش چیزی را ایفا کردن
حادثه طبیعی خارج از کنترل
عمل تروریستی,اقدام تروریستی
ادامه دادن
بدرفتاری کردن
درد ایجاد کردن
مطابق با رفتار کردن,پاسخگو بودن
بازیگری • موقت,کفیل
مدرس بازیگری
ضایعه پوستی ناشی از تابش آفتاب
اکتینومیکوز
عمل • اجرا کردن,اقدام کردن
دوربین اکشن,دوربین ورزشی
کمدی اکشن
داستان اکشن
عروسک اکشن,فیگور اسباببازی
فیلم هیجانی
بازی اکشن,بازی ویدیویی اکشن
فیلم اکشن
نقاشی کنشی
برنامه اقدام,طرح اقدام
ویدیو چک
فعل عمل,فعل حرکت
پر از اکشن,مملو از اکشن
قابلاقامهدعوا
فیلم اکشن
فعال کردن
ماده فعال,جزء فعال • فعال
شهروند فعال
خدمت فعال,خدمت در حال خدمت
یادگیری فعال,آموزش پویا
حالت معلوم
تراز فعال-غیرفعال,سیستم فعال-غیرفعال
بهطور فعال
کنشگری
فعال (سیاسی، اجتماعی) • فعال,مبارز
فعالیت
تعطیلات کوششی
تاریخچه فعالیت
نظریه فعالیت,نظریه فعالیتها
بازیگر
سرپرست بازیگران
دستیار بازیگر
بازیگر (زن)
واقعی
بازی واقعی,جلسه ضبط شده
فعلیت
به واقعیت تبدیل کردن
در واقع
آماری
محاسبهگر ریسکهای مالی
فعال کردن,راه اندازی کردن
تیزهوشی
تیزهوشی
طبفشاری
طب سوزنی
متخصص طب سوزنی
وخیم (بیماری) • علامت تیز,آکوت
اَکسان اِگو (علامت ' )
زاویه حاده
مثلث تند,مثلث حاده
مثلث حاده
به شدت,با حساسیت بالا
تندی,تیزی
مزایده تبلیغاتی,فرایند پیشنهاد تبلیغات
مسدودکننده تبلیغات (نرمافزار)
نفوذ تبلیغاتی,پیشرفت تبلیغات
موردی و موقت • ویژهی امر بهخصوصی
شخصستیز
نمایش تبلیغ,تاثیر تبلیغ
بیانتها
فیالبداهه • بداهه گفتن • دیالوگ فیالبداهه
به دلخواه, آزادانه
تا حد تهوع,به طور افراطی
شبکه تبلیغاتی,پلتفرم تبلیغات
جایگاه تبلیغات,قرارگیری تبلیغ
هدفگیری تبلیغات,هدفگذاری تبلیغاتی
ردیابی تبلیغات,پیگیری آگهی
بداهه,خودجوش • بداهه,اظهار نظر خودجوش • بداهه اجرا کردن,بدون آمادگی اجرا کردن
ضربالمثل
بخش آرام و ملایم رقص • آهسته, به آرامی • آهسته
آدم (عهد عتیق) در اساطیر یهودی-مسیحی؛ اولین مرد و شوهر حوا و نیای نژاد بشر