قرار ملاقات
نامه انتصاب,نامه استخدام
توزیع کردن
مناسب
همجواری,نزدیکی
اسم معطوف,اسم توضیحی
ارزیابی,برآورد
برآورد کردن
قابل ملاحظه
به طور قابل ملاحظهای
سپاسگزار بودن
درکشده
درک
قدردان
دستگیر کردن
قابل درک,آسان برای فهمیدن
دلواپسی
دلواپس
با نگرانی,با ترس
کارآموز • شاگرد بودن,به عنوان شاگرد کار کردن
کارآموزی
اطلاع دادن,آگاه کردن
نزدیک شدن • رویکرد
ضربه نزدیک,نزدیک شدن
قابل دسترسی,قابل درک
نزدیک شدن • نزدیک شونده,نزدیک
موافقت
تحسینآمیز
تاییدآمیز، ستایشگر
مناسب • اختصاص دادن,تصویب کردن
درخور
تخصیص
موافقت رسمی
موافقت کردن
تصویب • تایید کننده,موافق
شبیه بودن,نزدیک شدن به • تقریبی
تقریباً
تخمین
متعلقات
وابسته
زردآلو • زردآلویی
آوریل
شوخی اول آوریل,فریب اول آوریل
دروغ اول آوریل
پیشبند
بهجا • بهموقع • در مورد,نسبت به
رقص کلاسیک کامبوجی
محراب کلیسا
مستعد,تمایل دار
آپتنودیتس پاتاگونیکا,پنگوئن بزرگ در جزایر مرزی دایره قطب جنوب
آپتریکس,کیوی
استعداد ذاتی
به طور مناسب,به جا
آکوا,آبی مایل به سبز • آکوا,آبی متمایل به سبز
دستگاه تنفس زیر آب,آکوا-لانگ
اکوالانگ,دستگاهی که توسط غواصان استفاده میشود و به آنها اجازه میدهد زیر آب نفس بکشند
زمرد کبود • زمردی کبود
آبرنگ
آکواریوم
گیاه آبزی,گیاهی که در آب زندگی میکند • آبزی
ورزشهای آبی,فعالیتهای آبی
چاپ آکواتِنت • حکاکی به روش آکواتینت,ساخت آکواتینت
آباره
مجرای مغزی,مجرای سیلویوس
آبی
زلالیه,مایع داخل چشمی
آبخوان
عقابی (مدل بینی)
اسب عربی
سالاد عربی
اسلیمی
عربی,اسب اصیل عربی • عربی, مربوط به اسب های عربی
زبان عربی • عربی
زبان عربی,عربی
*قهوه عربیکا
قابلزرع
عنکبوتیان
عنکبوتی,مربوط به رده عنکبوتیان
عنکبوتیه,غشاء عنکبوتی • عنکبوتی,مربوط به یا شبیه به عضو کلاس عنکبوتیان
عنکبوتهراسی
الفبای آرامی
عنکبوتها
عنکبوتها
زبانهای آراواکی
حَکم
مربوط به داوری
به طور دلخواه,بدون دلیل خاصی
سلیقهای
داوری کردن