appointivearbitrate
از 39
appointivearbitrate
appointive[adj]
appointment[n]

قرار ملاقات

appointment letter[n]

نامه انتصاب,نامه استخدام

apportion[v]

توزیع کردن

apposite[adj]

مناسب

apposition[n]

همجواری,نزدیکی

appositive noun[n]

اسم معطوف,اسم توضیحی

appraisal[n]

ارزیابی,برآورد

appraise[v]

برآورد کردن

appreciable[adj]

قابل ملاحظه

appreciably[adv]

به طور قابل ملاحظه‌ای

appreciate[v]

سپاسگزار بودن

appreciated[adj]

درک‌شده

appreciation[n]

درک

appreciative[adj]

قدردان

apprehend[v]

دستگیر کردن

apprehender[n]
apprehensible[adj]

قابل درک,آسان برای فهمیدن

apprehension[n]

دلواپسی

apprehensive[adj]

دلواپس

apprehensively[adv]

با نگرانی,با ترس

apprentice[n][v]

کارآموز • شاگرد بودن,به عنوان شاگرد کار کردن

apprenticeship[n]

کارآموزی

appressed[adj]
apprise[v]

اطلاع دادن,آگاه کردن

approach[v][n]

نزدیک شدن • رویکرد

approach shot[n]

ضربه نزدیک,نزدیک شدن

approachable[adj]

قابل دسترسی,قابل درک

approaching[n][adj]

نزدیک شدن • نزدیک شونده,نزدیک

approbate[v]
approbation[n]

موافقت

approbative[adj]

تحسین‌آمیز

approbatory[adj]

تاییدآمیز، ستایشگر

appropriate[adj][v]

مناسب • اختصاص دادن,تصویب کردن

appropriately[adv]

درخور

appropriateness[n]
appropriation[n]

تخصیص

approval[n]

موافقت رسمی

approve[v]

موافقت کردن

approving[n][adj]

تصویب • تایید کننده,موافق

approximate[v][adj]

شبیه بودن,نزدیک شدن به • تقریبی

approximately[adv]

تقریباً

approximation[n]

تخمین

appurtenance[n]

متعلقات

appurtenant[adj]

وابسته

apricot[n][adj]

زردآلو • زردآلویی

april[n]

آوریل

april fool[n]

شوخی اول آوریل,فریب اول آوریل

april fools' day[n]

دروغ اول آوریل

apron[n]

پیش‌بند

apropos[adj][adv][prep]

به‌جا • به‌موقع • در مورد,نسبت به

apsara dance[n]

رقص کلاسیک کامبوجی

apse[n]

محراب کلیسا

apt[adj]

مستعد,تمایل دار

aptenodytes patagonica[n]

آپتنودیتس پاتاگونیکا,پنگوئن بزرگ در جزایر مرزی دایره قطب جنوب

apteral[adj]
apteryx[n]

آپتریکس,کیوی

aptitude[n]

استعداد ذاتی

aptly[adv]

به طور مناسب,به جا

aptness[n]
aqua[adj][n]

آکوا,آبی مایل به سبز • آکوا,آبی متمایل به سبز

aqua-lung[n]

دستگاه تنفس زیر آب,آکوا-لانگ

aqualung[n]

اکوالانگ,دستگاهی که توسط غواصان استفاده می‌شود و به آنها اجازه می‌دهد زیر آب نفس بکشند

aquamarine[n][adj]

زمرد کبود • زمردی کبود

aquanaut[n]
aquaplane[n][v]
aquarelle[n]

آبرنگ

aquarium[n]

آکواریوم

aquarius[n]
aquatic[n][adj]

گیاه آبزی,گیاهی که در آب زندگی می‌کند • آبزی

aquatics[n]

ورزش‌های آبی,فعالیت‌های آبی

aquatint[n][v]

چاپ آکواتِنت • حکاکی به روش آکواتینت,ساخت آکواتینت

aqueduct[n]

آباره

aqueductus cerebri[n]

مجرای مغزی,مجرای سیلویوس

aqueous[adj]

آبی

aqueous humor[n]

زلالیه,مایع داخل چشمی

aquifer[n]

آبخوان

aquiline[adj]

عقابی (مدل بینی)

arab[n]

اسب عربی

arab salad[n]

سالاد عربی

arabesque[n]

اسلیمی

arabian[n][adj]

عربی,اسب اصیل عربی • عربی, مربوط به اسب های عربی

arabic[n][adj]

زبان عربی • عربی

arabic language[n]

زبان عربی,عربی

arabica[n]

*قهوه عربیکا

arable[adj]

قابل‌زرع

arachnid[n]

عنکبوتیان

arachnidian[adj]

عنکبوتی,مربوط به رده عنکبوتیان

arachnoid[n][adj]

عنکبوتیه,غشاء عنکبوتی • عنکبوتی,مربوط به یا شبیه به عضو کلاس عنکبوتیان

arachnophobia[n]

عنکبوت‌هراسی

aramaic alphabet[n]

الفبای آرامی

araneae[n]

عنکبوت‌ها

araneida[n]

عنکبوت‌ها

arawakan languages[n]

زبان‌های آراواکی

arbiter[n]

حَکم

arbitrage[n][v]
arbitral[adj]

مربوط به داوری

arbitrarily[adv]

به طور دلخواه,بدون دلیل خاصی

arbitrary[adj]

سلیقه‌ای

arbitrate[v]

داوری کردن

LanGeek
دانلود برنامه