آسم (پزشکی)
حمله آسم,حمله تنفسی
فرد مبتلا به نفستنگی • دچار تنگی نفس
در حال حرکت,بیدار
متحیر کردن
متحیر
اعجابانگیز
به طور شگفت انگیز,به طور حیرت آور
بهت
مبهوت کردن
شگفتزده
شگفتانگیز,حیرتآور
به طور شگفت انگیز,به طور حیرت آور
گچبری بهشکل نواری برجسته و گرد
ستارهمانند
گمراه,خارج از مسیر
قابضیت,توانایی انقباض
قابض • قابض,ماده قابض
اختر زیستشناسی
اخترپویایی,مربوط به اخترپویایی
اخترپویاشناس,متخصص در اخترپویاشناسی
ستارهشناسی
علم نجوم
فضانورد
منجم
نجومی,مربوط به نجوم
مربوط به نجوم
واحد نجومی
نجومی
علم نجوم
عکاسی نجومی
اخترفیزیکی
اخترفیزیکدان
فیزیک نجومی
زیرک
زیرکانه,با هوشیاری
از هم جدا
تیمارستان
پناهجو
نامتقارن
جنگ نامتقارن,درگیری نامتقارن
نامتقارن
بهشکل نامتقارن
نامتقارنی
بدون علائم مشخص
مجانب
مجانبی,مربوط به مجانب
ناهمزمان
یادگیری ناهمزمان,آموزش ناهمزمان
به صورت ناهمزمان
*ترکیببندی
در (حرف اضافه زمان) • صدم,واحد پول
کاملا بلاتکلیف
گیج,سردرگم • به ضرر,زیر هزینه
در بدترین وضعیت
پایین تر,در جای پایین تر
به قیمت گزاف
با زور و زحمت
با سرعت بسیار کم
با یک حرکت
در یک زمان,یکی یکی
اصلاً
به هر حال,در هر صورت
مهار کردن
همیشه گوشبهفرمان
در بهترین حالت • در بهترین حالت
از فاصله نزدیک,از فاصله کوتاه
در زمان دلخواه
با هدفهای متضاد
با هم کارد و پنیر بودن
در آستانه مرگ
به جان هم افتادن
در هر گوشهای,همه جا
به خرج کسی
مقصر
در ابتدا,اول
دمِ دست
در واقع,حقیقتاً
به صلاحدید تاجوتخت
در خانه,در منزل • راحت در خانه,معمولی برای استفاده در خانه • مهمانی در خانه,سالن
به طور کلی,در کل • فراری,گریخته
بالاخره