دسترسی
دردسترس
رسیدن به تخت,جانشینی • افزودن (بر متعلقات)
تزئین کردن,اضافه کردن اکسسوری
اکسسوری • یدکی
میوه کاذب
عصب فرعی,عصب جمجمه ای یازدهم
آکیاکاتورا,نت تزئینی
حادثه
علامت عَرَضی • تصادفی,غیر ضروری
شکاف تصادفی,شکاف واژگانی تصادفی
تصادفاً
از قصد، طوری که انگار اتفاقی است
*بازها
تحسین کردن • تحسین
ستایش شده,شناخته شده
به آبوهوای جدید خو گرفتن
سربالایی
تمجید
منزل دادن
همراه, کمک کننده
به صورت کمک کننده, با سازگاری
محل سکونت
اقامتگاه
همراهی (موسیقی)
همنواز,همراهکننده موسیقی
همراهی کردن
همراه,مرتبط
همدست
به سختی به دست آوردن
قابل انجام,عملی
ماهر
دستاورد
جور درآمدن • هماهنگی,توافق
مطابقت داشتن
طبق
طبق قاعده
برطبق آن
آکاردئون
سر صحبت را با (کسی) باز کردن
ماما
حساب بانکی • توجیه کردن
توجیه کردن
مدیر حساب,مدیر ارتباط با مشتریان
چیزی راتوجیه کردن یا توضیح دادن (به مافوق خود)
مسئولیت
مسئول
حسابداری
حسابدار
حسابداری
آماده جنگ کردن
لباس یا لوازم جانبی
منسوب کردن
تأیید اعتبار
معتبر، مجاز
به هم رشد کردن,با هم رشد کردن
انباشت,فرآیند رشد تدریجی
افزاینده,به تدریج افزایش یابنده
افزوده شدن
فرهنگ پذیری
مربوط به فرهنگپذیری
انباشتن
انباشت
انباشته, تجمعی
دقت
دقیق
به درستی
لعنت کردن
ملعون,محکوم
تهمت
مفعولی مستقیم یا بیواسطه (دستورزبان) • حالت مفعولی (دستورزبان)
متهم کردن
فرد متهم
اتهامآمیز
عادت دادن
عادت کرده
آس,یک • ایس زدن,سرویس ایس دادن • عالی,استثنایی
برگ برنده
آس خاج,آس خشت
آس خشت,آس الماس
آس خاج,آس در خشت خاج
آس خشت,آس خشت (گاهی به عنوان پیشآگهی مرگ در نظر گرفته میشود)
همجنسگرا,لزبین
برگ برنده پنهان
آسیدیا,تنبلی روحانی
برگ سوزنی,سوزن درخت کاج
ترشمزگی
تندی,تلخی
*گیلاس باربادوس
استامینوفن
استات (شیمی)
دارای استیک اسید
اسیدی کردن,ترش کردن