دوستانه,به شیوه ای دوستانه
در میان,بین
اسیدآمینه
عروسک آمیش,اسباببازی دستساز آمیش
ناقص,به درستی کار نمیکند • نادرست,به طور غیرمنتظره
دوستی
آمونیاک
تست آمونیاک
مهمات
فراموشی
عفو عمومی,بخشش • عفو عمومی کردن
نمونهگیری از مایع دور جنین
مایع آمنیوتیک
آمیبیاز
آموک,به طرز دیوانهوار • دیوانهوار,غیرقابل کنترل
میان
بی اخلاقی,فقدان اخلاق
عاشقپیشه
بیشکل
مجموع • معادل بودن,برابر بودن
مساوی بودن با
رابطه عشقی (نامشروع)
بر قدرت یا شدت چیزی افزودن
هیجانزده,پرشور
شدت جریان,آمپراژ
آمپر
علامت & (به معنای و)
اَت ساین (@)
آمفتامین
دوزیست • دوزیست,آمفیبی
خانواده دوزیستان,خانواده آمفیبی
سرده دوزیستان,جنس دوزیستی
دوزیست
وسیله نقلیه آبیخاکی
آمفیسبنا,مارمولک بی پا
تالار پلکانی
فراوان
افزایش
تقویتکننده الکترونیکی
افزودن
دامنه نوسان (فیزیک)
پخش ایام
بیش از حد
آمپولا,ناحیه گسترش یافته در داخل کانال های نیم دایره گوش داخلی
قطع عضو کردن
قطع شده,بریده
قطع عضو
قطع عضو شده,فردی که عضو بدنش قطع شده است
آویز دفع بلا
سرگرم کردن
اشتهاآور
سرگرم
سرگرمی
شهربازی
سرگرمکننده
به طور سرگرم کننده,به روش خنده دار
آمیگدالا,ساختار بادامی شکل در مغز
تست آمیلاز
تبدیل نشاسته به شکر
اسکلروز جانبی آمیوتروفیک
یک مدرک کاردانی در پرستاری,یک درجه کاردانی در پرستاری • یک (برای بیان اسامی کلی و غیر مشخص)
یک عالم پول
معاملهی به مثل
بیشتر از سن خود فهمیدن
منسوخ شده
نابهنگام,ناهمزمان
مار آناکوندا
*نان آناداما
ایضاح
بیهوازی
تمرین بی هوازی,تمرینات بی هوازی
وارو واژه • معما ساختن,معما درست کردن
مقعدی,مقعدی (مرتبط با مرحله مقعدی در رشد روانجنسی)
دزد دریایی مقعدی,ماجراجوی مقعدی
کانال مقعدی,مجرای مقعد
آب گوشت مقعدی,سس مقعدی
نفوذگر مقعدی,متجاوز مقعدی
نفوذگر مقعدی,مهاجم مقعدی
بیدردی,از دست دادن توانایی احساس درد
داروی مسکن • تسکیندهنده
همسان,معادل • آنالوگ
شوکِ دسته (بازی)
ساعت آنالوگ,ساعت عقربهای
قیاسی,بر اساس قیاس
مشابه
به طور مشابه,به روشی مشابه
مقایسه