موسیقی آوانگارد
طمع
حریص, طمعکار
حریصانه, طمعکارانه
حرص,طمع
پیکرگیری خدا
انتقام گرفتن
خیابان عریض
تصدیق کردن
میانگین • میانگین,میانه • میانگین گرفتن,حفظ میانگین
به میانگین رسیدن,متوسط شدن
ظاهر متوسط,معمولی
مخالف
بیزاری
بیزاریدرمانی
جلوگیری کردن
پرندگان
مربوط به پرندگان
آنفولانزای پرندگان
قفس پرندگان
خلبان هواپیما بودن,پرواز کردن
هوانوردی
پزشکی هوافضا
هوانورد
حریص, مشتاق
اشتیاق
با اشتیاق,با علاقه
آووکادو • آووکادویی
سرگرمی
نوکخنجری
دوری کردن
مثل جن از بسمالله فرار کردن
قابل اجتناب,قابل پیشگیری
اجتناب
اجتنابی, پرهیزنده
تایید کردن,گواهی دادن
اذعان کردن
اذعان
مانند دایی یا عمو
انتظار کشیدن
بیدار • بیدار کردن,بیدار شدن
بیدار کردن,هوشیار کردن
بیداری,بیدار شدن
اعطا • اعطا کردن
غرامت مالی دادن
برنده جایزه
آگاه
آگاهی
غرق شده,پوشیده از آب
دور • خارج از خانه,در زمین حریف • بازی خارج از خانه,پیروزی خارج از خانه
مسابقه در خانه حریف
توی باغ نبودن
حیرت • ترساندن
هیبتانگیز
خسته,فرسوده
فوقالعاده • به صورت چشمگیر,به طور شگفت انگیز
به طور شگفت انگیز,به طور عالی
عالی
افتضاح • وحشتناک,بسیار
بسیار
برای مدتی
شرمآور
مشتری سخت,مشتری مشکل ساز
بهطرز ناجور
درفش,مته
موی ریشک,موی گیاهی
سایبان,چادر
پنجره سایه بان,پنجره لولایی
ترک خدمت کرده
کج,نادرست • کج,معوج
تبر • برکنار کردن
غرض شخصیِ پنهان
اکس,موسیقی اکس
زخم تبر,برش تبر
اکسل,پرش اکسل
محوری,مربوط به محور
کات محوری
عضله محوری,عضله ای که در امتداد محور مرکزی بدن قرار دارد
اسکلت محوری,اسکلت تنه
زیر بغل,حفره زیر بغل
شریان زیر بغل,شریان زیر ترقوه
حفره زیر بغل,زیر بغل
حفره زیر بغل,گودی زیر بغل
ورید زیر بغل,ورید زیر ترقوه
قاعده (منطق)
بدیهی
محور
محور چرخش,محور دوار
محور,اکسل