خوب • قابل قبول,خوب
در انواع و سایزهای مختلف
فوقالعاده پیشرفته
ظاهر پرزرقوبرق، باطن توخالی
و از این قبیل
حسابی مد روز
با وجود این
همیشه
تا آخر • تا انتها,کاملا
تیز و هوشیار
همگی با هم,با هم
در مجموع
بیش از حد
کاملاً اشتباه
کاملاً آمریکایی
همه جانبه,چند وجهی • مسابقه همه جانبه,رقابت چندگانه
آبنبات تمام روز,آبنبات سفت روی چوب
تزئین شده با انواع مواد مختلف,پوشیده شده با چاشنی های مختلف
جامع,فراگیر
جامع,فراگیر
چندمنظوره • وسیله چندکاره
شامل همهچیز یا تمام افراد
اسکی همه کوهستانی,اسکی چندمنظوره
کاملاً جدید,تماماً جدید
تمام شب,شبانه
چندمنظوره,همه منظوره
*تمیزکننده چندمنظوره
*آرد همه منظوره
همهکاره,چند مهارتی
*خوانندگان سرشناس
دوچرخه همهمنظوره,دوچرخه کوهستان
وسیله نقلیه همه منظوره,کواد
توقف اجباری از تمام جهات,چهارراه ایست
دیفرانسیل چهارچرخ,سیستم محرک چهارچرخ
(دستور نواختن موسیقی) دو ضربی بنوازید
الله,خدا
حالت اضافی,اضافی
برطرف کردن نیاز
ادعا (در دادگاه)
ادعا کردن
(متهم) احتمالی
ظاهراً
پایبندی
تمثیلی
تمثیل
آلگرو (موسیقی) • الگرو • سریع, تند
allegro con spirito,پر جنب و جوش با روح
آلل,گونه ژنتیکی
آلماند
*آچار آلن
مبتلا به آلرژی
واکنش آلرژیک
حساسیت
تسکین دادن (درد)
تسکین,کاهش
کوچه
گربه خیابانی
آلی-اوپ,پاس و دانک
کوچه,معبر
شب قبل از روز همه مقدسین,شب هالووین
اتحادیه
خویشاوند,متحد
تمساح • ترک خوردن مانند پوست تمساح,ظاهر پوست تمساح را گرفتن
گیره سوسماری
واجآرایی
اختصاص دادن
آلوگراف,نوع گرافیکی
تکواژگونه
واجگونه (آواشناسی)
سهمیه دادن
قطعه زمین اجارهای
اجازه دادن
اجازه دادن
اجازه ورود دادن
قابل کسر
مستمری • تخصیص دادن,حقوق منظم پرداخت کردن
آلیاژ • آلیاژ کردن,کاهش کیفیت
نارنجی آلیاژی
فلفل فرنگی
اشاره کردن
جاذبه • اغوا کردن
جذاب
تلمیح
آبرفتی,رسوبی
آبرفت,رسوب آبرفتی