جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
accelerated
01
سریعتر از حد معمول
moving or progressing at a faster rate than usual
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most accelerated
شکل تفضیلی
more accelerated
درجهپذیر
مثالها
The accelerated pace of the course allowed students to complete it in half the time.
سرعت شتابیافته دوره به دانشآموزان اجازه داد تا آن را در نصف زمان تکمیل کنند.
درخت واژگانی
accelerated
accelerate
acceler



























