جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aboard
مثالها
Everyone was aboard before the plane began taxiing down the runway.
همه سوار بودند قبل از اینکه هواپیما شروع به حرکت در باند کند.
مثالها
Two runners were aboard when the cleanup batter stepped up.
دو دونده روی عرشه بودند هنگامی که باتر پاکسازی قدم پیش گذاشت.
مثالها
We 're excited to have a new designer aboard.
ما از داشتن یک طراح جدید در تیم هیجانزده هستیم.
04
روی کشتی, کنار کشتی
close beside a ship, especially for passing, docking, or transferring
مثالها
A supply boat drew aboard and transferred fuel.
یک قایق تدارکاتی کنار کشتی آمد و سوخت منتقل کرد.
aboard
مثالها
He was the first to climb aboard the helicopter.
او اولین کسی بود که سوار هلیکوپتر شد.



























