جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
طراحی کردن
معمار اغلب خانههای مدرن با ویژگیهای پایدار را طراحی میکند.
طرح ریختن, نقشهکشی کردن
او یک نقشه برای ساختمان جدید طراحی کرد.
ترسیم کردن (در ذهن)
قبل از شروع پروژه، او گردش کار را در ذهنش طراحی کرد.
نقشه طراحی کردن
این برنامه برای کمک به کاربران در پیگیری اهداف تناسب اندام خود طراحی شده است.
نمونه طراح اولیه را زدن
او یک طرح زیبا برای مجموعه جدید کاغذ دیواری طراحی کرد.
نقشه داشتن, هدف داشتن
او طراحی کرد که پس از اتمام مدرکش کسب و کار خود را شروع کند.
طرح زدن, نقشهکشی کردن
او عاشق طراحی در وقت آزاد خود است، با الگوهای جدید آزمایش میکند.
طراحی, الگوسازی
طراحی خودرو از طبیعت الهام گرفته شده است.
طرح
کاغذ دیواری دارای یک طرح گلدار دقیق در رنگهای ملایم است.
طرح اولیه
قصد, نقشه
نتیجه مطلوب, قصد
پرورش (در ذهن)
طراحی, نقشهکشی
او طراحی را در یک دانشگاه برتر مطالعه کرد.
درخت واژگانی



























