جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او در کوچه تاریک پایین رفت، از روی شانهاش نگاه کرد.
او یک لباس آبی تیره به مراسم پوشید.
تیره
او مردی بلندقد با موهای تیره بود که ویژگیهای تیز او را تکمیل میکرد.
اعمال تاریک شرور، وظیفه قهرمان را غیرممکن جلوه داد.
اخبار تاریک درباره آینده شرکت همه را ناامید کرد.
بسته, غیرفعال
تئاتر برای تابستان تعطیل بود، قبل از فصل جدید در حال بازسازی بود.
ناآگاه, بی اطلاع
او از آخرین پیشرفتهای فناوری بیخبر بود و برای همگام شدن با روندهای مدرن تلاش میکرد.
تاریک, غمگین
سازمان برای حمایت از خانوادهها در دوران تاریک پس از فاجعه کار کرد.
تاریک, غمگین
او متوجه بیان تیره روی چهرهاش شد در حالی که به انتقادات گوش میداد.
تاریکی ناگهانی دیدن هر چیزی را در اتاق کم نور دشوار کرد.
تاریکی, شب
تاریکی به سرعت فرا رسید و کوهنوردان را در تلاش برای یافتن راه بازگشتشان رها کرد.
تیره, سیاه
هنرمند ترجیح میداد با رنگهای تیره کار کند تا اثر دراماتیکی در نقاشیهایش ایجاد کند.
درخت واژگانی



























