جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آن برادر من است که کنار ماشین ایستاده است.
آن, این
این خودکار بهتر از آن مینویسد.
آن, این
او گفت که شغل را گرفته است، این روزم را ساخت.
آن, که
مردم به چیزی جذب میشوند که برایشان آشناست.
کتابی که قرض گرفتم شگفتانگیز است.
آن, این
او بخشنده بود، و آن به حد افراط.
که, آنچه
او هیچ کاری نکرده است که من دیدهام.
آن, این
به آن پرنده روی حصار نگاه کن.
آن
من این صندلی را میگیرم، و تو میتوانی آن را داشته باشی.
او در آن زمان در میسور زندگی میکرد.
آن, این
من به آن معلمی که به تو الهام بخشید، احترام میگذارم.
آن, این
آن پسرت کجا پنهان شده است؟
که
او گفت که از نتایج راضی بود.
که, چون
به نظر میرسید خوشحال است چون میخواستم ادامه دهم.
که, به طوری که
او آنقدر خسته بود که نمیتوانست واضح فکر کند.
کاش, اگر فقط
کاش دوباره جوان میشدم!
به نظر نمیرسید آنقدر به موضوع علاقهمند باشد.
ماهی که گرفتم اینقدر بزرگ بود!
انقدر, خیلی
او آنقدر دور نبود که آن اتفاق افتاد.



























