جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دادن
او تصمیم گرفت که لوازم اضافی را به خیریه محلی اهداء کند.
علیرغم خیانت، او انتخاب کرد که احساسات دوستش را بخشد و راز را برای خود نگه دارد.
او با پختن یک وعده غذایی خودش، زحمت تهیه شام را از او کم کرد.
او وقتی نوبت به خوردن غذا در بیرون میرسد صرفهجویی میکند، و ترجیح میدهد در خانه آشپزی کند تا پول پسانداز کند.
او همیشه باتریهای اضافی در کیفش نگه میداشت تا در صورت تمام شدن باتری دستگاههایش استفاده کند.
پس از ماهها تمرین، او دارای اندامی لاغر بود که برای دویدن رقابتی ایدهآل بود.
دانش محدود او در مورد موضوع به این معنی بود که او در طول بحث تلاش کرد.
سبک نوشتاری ساده او واضح و مستقیم بود، از تزئینات غیرضروری اجتناب میکرد.
قطعه یدکی, ذخیره
او همیشه یک یدکی در کیفش دارد، در صورتی که کلید اصلی خود را گم کند.
یک اسپیر, یک ضربه اضافی
او با زدن پینهایی که پس از اولین پرتابش ایستاده باقی مانده بودند، یک اسپیر انجام داد.



























