جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بلند کردن, بالا آوردن
میتوانید چراغ را بالا ببرید تا بتوانم ببینم؟
افزایش دادن
آنها صداهای خود را بلند میکنند تا روی موسیقی بلند شنیده شوند.
ساختن, ساخته شدن
یک حصار در اطراف ملک ساخته میشد.
آیا سوال دیگری هست که بخواهید در جلسه مطرح کنید؟
جمعآوری کردن (پول یا منابع)
شرکت هاموند نیاز دارد 2 میلیون دلار جمعآوری کند تا پیشنهاد را تأمین مالی نماید.
پروراندن (گیاه)
کشاورزان زمین را برای پرورش دام پاکسازی کردند.
بلند شدن (از جای خود)
ادل خود را از روی بالش ها بلند کرد.
برانگیختن (احساسات)
روز سختی بود اما او توانست لبخند بزند.
احیا کردن
مسیحیان باور دارند که خدا عیسی را از مردگان برانگیخت.
احضار روح کردن
درویدهای باستان باور داشتند که میتوانند با انجام مراسم مقدس، ارواح اجداد خود را فراخوانی کنند.
فشار را از روی دشمن برداشتن
در اواخر آوریل، هنری تصمیم گرفت محاصره را بردارد.
به توان رساندن (ریاضیات)
3 به توان 7 رسیده برابر است با 2,187
تماس گرفتن
من او را در خط باز صدا زدم.
توپ زدن (پوکر), میزان شرط را افزایش دادن
من به تو بالا میبرم صد دلار دیگر.
ترفیع دادن
شرکت تصمیم گرفت به دلیل عملکرد استثنایی او، او را به سمت مدیر منطقهای ارتقا دهد.
تهیه کردن (مدارک لازم), صادر کردن (مدرک)
من یک فاکتور برای نوار صادر کردهام.
بالا بردن, افزایش دادن
او همیشه میزان شرط را افزایش میدهد وقتی فکر میکند دستش قوی است.
اضافهحقوق
پس از بررسی سالانه، افزایش انتظار میرود.
افزایش
مبلغ شرط را بالا بردن
درخت واژگانی



























