تراموا • با تراموا سفر کردن,با تراموا رفت و آمد کردن
تراموا,واگن برقی
خط واگن برقی
زنجیر,محدودیت • محدود کردن,محدودیت گذاشتن
پیاده روی کردن,گشتن • ولگرد,گدا
لگدکوب کردن,پایمال کردن • لگدکوب,صدای قدم های سنگین
ترامپولین
ترامپولین,ژیمناستیک روی ترامپولین
ترانارشیست,آنارشیست تراجنسیتی
خلسه • مسحور کردن,شیفته کردن
موسیقی ترنس
یک فرد تراجنسیتی,یک زن ترنس
تعقیب کننده ترنس,شکارچی ترنس
آسوده
آرامش
تسکین دادن
مسکن
آرام بخش,مسکن
چربی ترانس
معامله کردن
خرید و فروش
معاملاتی
بین قاره اروپا و آمریکای شمالی
ترانسبیان,زن تراجنسیتی لزبین
فراتر رفتن
تعالی
عالی
فراگیر,ماوراءالطبیعی
درونپویی متعالی
آنسوی قاره
زبانپرشی حرکتی فراقشری
زبانپریشی حسی فراقشری
رونویسی کردن
رونوشت
رونوشت,کپی نوشته شده
پیادهساز صوت به متن
ترانسدیفرانسیاسیون,تغییر نوع سلول
جناح کلیسا (در کلیساهای با معماری با طرح صلیب)
کلیسای کوچک ترانسبت,کلیسای کوچک جانبی
ترانسیونت,گذرا
ترانسفکشن,فرآیند معرفی DNA یا RNA خارجی
مردی که تغییر جنسیت داده است
انتقال • انتقال دادن
تکنیک انتقال
قابل انتقال,قابل واگذاری
انتقال
انتقالدهنده
تغییر شکل دادن
سوراخ کردن,مسحور کردن
درج تراوند
مسحور,مفتون
تبدیل کردن • تبدیل (ریاضیات)
تحول
دستور زبان گشتاری
دگرگونکننده,انقلابی
ترانسفورماتور
تزریق کردن (خون) به
ترنسجندر
تخلف کردن
هنر هنجارشکن
ناپایداری
گذرا,نوسان کوتاه • گذرا
موقتاً,برای مدت کوتاهی
ترانزیستور
ترانزیت,تئودولیت • ترانزیت کردن,از جایی به جای دیگر سفر کردن
تبلیغات داخل وسایل نقلیه عمومی
سطح ترانزیت,ابزار نقشهبرداری ترکیبی از تلسکوپ و تراز روح
گذار,تحول • گذار کردن,تغییر دادن
فعل گذرا • گذرا
فعل گذرا
گذرایی
موقتاً,به طور گذرا
گذرا
مسیر اختصاصی,کریدور حمل و نقل عمومی
ترجمه کردن
ترجمه
یکپارچگی زبان مورد صحبت
حق ترجمه
مطالعات ترجمه
انتقالی,ترجمهای
حالت تبدیلی,حالت تبدیل
مترجم,برنامه ترجمه
ترانویسی کردن
جابجا کردن,انتقال دادن
جابجایی,مبادله بخشهای کروموزوم
نیمهشفاف
ترانسمانیا,ترانسمانیا
زنی که تغییر جنسیت داده است
چندرسانهای
مهاجرت کردن,جابجا شدن
قابل انتقال
انتقال (پیام)
انتقال دادن,فرستادن
قابل انتقال,مسری
ظرفیت انتقال
منتقل شده,ارثی
فرستنده