تلهکنفرانس • تلهکنفرانس برگزار کردن
تلهکنفرانس
فکس کردن,ارسال فکس
فیلم تلویزیونی
تلگراف • تلگراف فرستادن,تلگراف کردن
تیر تلگراف,تیر تلفن
ستون تلگراف,ستون تلفن
تلگرافی
یک چرخش تله مارک,دوران تله مارک
اسکی تله مارک,تله مارک
بازاریابی تلفنی
غایتشناختی,هدفمند
غایتشناسی
تلپاتیک,ارتباط بدون سیگنالهای فیزیکی آشکار
از راه دورخوانی
تلهپاتی
تلفن • با کسی تماس گرفتن
بانکداری تلفنی
دفترچه تلفن,کتاب تلفن
تماس تلفنی
مدار تلفن,خط تلفن
دفتر تلفن
خط تلفن,سیم تلفن
شماره تلفن
تیر مخابرات
دستگاه تلفن,ست تلفن
تماس گیرنده
فن دورگویی
لنز تله فوتو
تلپورت کردن
دورنوردی
حضور از راه دور,تلپرزنس
اتوکیو
فروش تلفنی,تلهمارکتینگ
تلسکوپی شدن,جمع شدن به صورت تلسکوپی • تلسکوپ
فروش تلفنی,تلهمعاملات
بازاریابی تلویزیونی
پیامنما
رویداد خیریه تلویزیونی
از تلویزیون پخش کردن
تلویزیون
دوربین تلویزیون
جدول زمانبندی برنامههای تلویزیونی
گوینده اخبار تلویزیونی,روزنامه نگار تلویزیونی
برنامه تلویزیونی
گیرنده تلویزیونی,تلویزیون
تلویزیون,دستگاه تلویزیون
مجموعه تلویزیونی
تلکس,ماشین تلکس • تلکس زدن، ارتباط از طریق تلکس
ماشین تلکس,تلکس
ویژگی پایانمندی
گفتن
تمیز دادن
آینده کسی را پیشبینی کردن
آینده کسی را پیشبینی کردن
کسی را مورد شماتت قرار دادن
کسی را افشا کردن
دهنلقی کردن
تمییز دادن دو چیز
زمان دقیق را گفتن
افشاگرانه
متصدی بانک
افشاگر,معنادار • روایت,بازگویی
سرزنش,توبیخ
به طور معنادار,به طور قابل توجه
آشکارساز • فضول,زیاد حرف زن
تلویزیون
تلومر
تلو فاز,مرحله نهایی میتوز
زبان تلوگو
تمازپام
زلزله
جسارت
کارگر موقت,کارمند موقت
تمپه (از فراوردههای سویا)
ازکورهدررفتگی • تمپر کردن
چسبرنگ
طبع
مربوط به خلق و خو,ناشی از خلق و خو
میانه روی در صرف مشروبات الکلی
معتدل (در رفتار)
معتدلانه، بدون اسراف
میانه روی,خویشتن داری
دما
گیج دما,دماسنج
کاهش دما,پایین آوردن دما
توفان,آشوب
هیاهو برای هیچ
توفانی,متلاطم
الگو,قالب
معبد
*نوعی پرتقال
ضرب (موسیقی)
دوی تمپو,دوی با سرعت پایدار
زودگذر • زمانی,نقش زمانی
استخوان گیجگاهی,استخوان تمپورال
حالت زمانی,حالت زمان
قشر گیجگاهی
اشارهگری زمانی