به آرامی ضربه زدن • صدای ضربهای آرام
قلاویز و حدیده
رقص ضربهای با پا • رقص تپ انجام دادن,انجام رقص تپ
رقص تپ,رقص ضربه ای
میزخانه,بار
استفاده کردن از,دسترسی داشتن به
تسلیم شدن
جریمه ضربه,پنالتی ضربه
آب لولهکشی
تاپا,پارچه پوست درخت
نوار,نواره • ضبط کردن,فیلمبرداری کردن
صحافی چسبی
نوار متر
ضبط روی نوار مغناطیسی,نوار ضبط شده
نوار اندازهگیری,متر نواری
کاهش یافتن,کم شدن • شمع,موم
به تدریج کاهش یافتن,کم کم کم شدن
تاپستری,بافت
کرم نواری
میزخانه,بار
ضبط روی نوار مغناطیسی,نوار مغناطیسی
لیسه نازککاری
تاپیوکا
مروارید تاپیوکا,گوی کوچک تاپیوکا
*پودینگ تاپیوکا
تاپیر
خسته و درمانده
آچار تپت,آچار تنظیم تپت
بار,اتاق بار
ریشه اصلی,منبع مرکزی
قیر,زفت • قیرمالی کردن,پوشاندن با قیر
گره کور
تر و خشک را با هم سوزاندن
تارا، یک روستا در شرق ایرلند (شمال غربی دوبلین)؛ مقر پادشاهان ایرلندی تا قرن ششم,تارا، روستایی واقع در شرق ایرلند (شمال غربی دوبلین)، که تا قرن ششم مقر پادشاهان ایرلندی بود
تراماسالاتا
رقص سنتی ایتالیایی
تارانتولا
تاراشیکومی
آبدوغخیار
فینه (نوعی کلاه)
تاردیگراد,خرس آبی
تاردیگراد,خرس آبی
به آرامی,کند
دیر
تارنته
پنل سقف قابل جدا شدن,سقف تارگا
هدف • هدف قرار دادن
تیراندازی با کمان به هدف ثابت,تیراندازی دقیق با کمان
مخاطبان هدف,گروه هدف
دستیار پرتابکننده چاقو
بازار هدف
تیراندازی به هدف,تیراندازی دقیق
ورزش هدف,ورزش تیراندازی
هدفمند,متمرکز
تبلیغات هدفمند
درمان هدفمند
تعرفه • تعرفه گذاری کردن,اعمال تعرفه
تارماک,سطح آسفالت شده • آسفالت کردن,پوشاندن با مکادم
تیره کردن • لکه,اکسیداسیون
*تارو
کرم تارو,آفت تارو
تاروچینی,بازی تاروچینی
تاروت
کارت تاروت,ورق تاروت
برزنت,پارچه ضد آب
ترخون (سبزی)
درنگ کردن,تعلل ورزیدن • قیرمانند,قطرانی
استخوانهای مچ پا • تارسالی,مربوط به تارسوس پا
غده تارسال,غده میبومین
شبگرد هندی
*استخوان مچ پا
ترش • تارت
کارت تبلیغاتی خدمات جنسی
تارتان (نوعی پارچه)
جرم دندان
*سس تارتار
سس تارتار
عصبی مزاج,تیز زبان
ترشی,تندی
*تارتوفو
کار • نیاز داشتن,درخواست کردن
یادگیری تکلیف-محور
شیطان تاسمانی
منگوله,حاشیه
مزه داشتن • مزه • کلاس خالص,چشمگیر
جوانه چشایی
شیک,با سلیقه
با سلیقه,به طور زیبا
بیمزه
بیسلیقگی
مزهسنج
خوشمزه,لذیذ
*منوی طعمهای مختلف
خوشمزه
*تاتامی
سیب زمینی,کچالو