مهمانی برگزار کردن
چوب لای چرخ انداختن
قشقرق به پا کردن
چوب لای چرخ گذاشتن
خود را به کسی چسباندن
به پای کسی افتادن
بدخلقی کردن
دور انداختن
به سیم آخر زدن
احتیاط را کنار گذاشتن
توی ذوق کسی زدن
باانرژی موزیک اجرا کردن
به چالش کشیدن
فریب دادن با پنهانکاری
پاس به جلو,پاس غیرقانونی به جلو
آفتابه خرج لحیم کردن
قید کار را زدن
اعلام نامزدی کردن
چیزی اضافه کردن
مسئولیت سنگینی را بر عهده کسی گذاشته شدن
شکست را قبول کردن
مسئولیت را گردن دیگری انداختن
موضوعی را روشن کردن
با پول حلش کردن
پول را دور ریختن
از شر چیزی خلاص شدن
با عجله لباس پوشیدن
بیرون انداختن
*کوسن تزئینی
سرهم کردن
قشقرق راه انداختن
کسی را قربانیِ نفع خود کردن
استفراغ کردن
قدرتنمایی کردن
پرتاب اوت,پرتاب از خط کناری
تبلیغات چاپی,بروشور • یکبار مصرف,قابل دور انداختن
بازگشت به گذشته,یادآوری • آتاویکی,ارتجاعی
پرتاب کننده,اندازنده
دور انداختن,خلاص شدن
ورزش پرتابی,رشته پرتابی
وزوز,لرزش • وزوز کردن,صدای ریتمیک تولید کردن
توکا
با قدرت فشار دادن,فرورفتن • رانش
صحنه بازشونده
صدای کوبیده,صدای مبهم • صدايي گنگ ايجاد كردن,با صدايي گنگ ضربه زدن
بسیار خفه (صدا)
اوباش,گانگستر
اراذلگری,رفتار اوباش
شست • اتواستاپ زدن,درخواست سواری رایگان کردن
کالیمبا
پیچ انگشتی,پیچ پروانه ای
انگشت شست (ابزار شعبدهبازی)
جنگ شست,نبرد شست
رأی منفی
نشان تأیید
پونز • با میخکوب کردن,با میخکوب محکم کردن
تپیدن,ضربان شدید داشتن • ضربه,کوبش
بسیار بزرگ • کوبیدن,ضربه زدن
تندر • غریدن,کوبیدن
ران چاق و تپل
ران های رعد و برقی,ران های چاق
مرغ طوفان (افسانه)
رعد و برق,آذرخش
تندر
ابر کومولونیمبوس
جنده پرخاشگر,زن غیرقابل تحمل
بسیار بزرگ یا چشمگیر
فوقالعادهبلند
طوفان تندری
مبهوت,شگفتزده
توفانی,همراه با رعد و برق
پنجشنبه
بنابراین • کُندر,بخور
تا کنون,تا این لحظه
بدین ترتیب,به این صورت
کوبیدن,ضربه زدن
جلوگیری کردن • نیمکت قایق,تیرک عرضی
تو,تو
آویشن
تیموس
تیروئید • تیروئید,حاکی از اختلال تیروئید
*سرطان تیروئید
غضروف تیروئید,کارتیلاژ تیروئید
غده تیروئید,تیروئید
هورمون تیروئید,هورمونی که توسط غده تیروئید تولید میشود
هورمون محرک تیروئید
هورمون تیروتروفیک,هورمون محرک تیروئید
خودت,تو
حمله ایسکمیک گذرا,TIA