انگار نوبرش را آوردن
راهِ راحت را انتخاب کردن
از شدت چیزی کم کردن
مسئولیت را گردن گرفتن
رفتن وسط برای رقص
زهر مار کردن
خودسرانه مجازات کردن
اوضاع را در دست گرفتن
پرده از یک حقیقت تلخ برداشتن
کسی را دست انداختن
دل را به دریا زدن
در مرکز توجه قرار گرفتن
از تلخی چیزی کم کردن
برنده شدن با استفاده از باارزش ترین کارت خود
دلسرد کردن
چیزی را بد برداشت کردن
کسی را در انجام مراحل کاری هدایت کردن
زمان بردن
فرصت را غنیمت شمردن
مرخصی گرفتن
از کسی یا چیزی خوش آمدن
علیه کسی شکایت حقوقی کردن
چیزی را جدی گرفتن
پا به فرار گذاشتن
از همان اول قلقش را گرفتن
حسابی شکست دادن
با کسی یا چیزی درافتادن
توسعه دادن
فرار کردن,به جنگل پناه بردن
نوبتی کاری را انجام دادن
آزرده خاطر شدن
خوب درمورد چیزی فکر کردن
زیرِ بالوپرِ خود گرفتن
شروع کردن (انجام یا یادگیری کاری را)
یک پله بالاتر بردن
تمامقد دفاع کردن
چالش را پذیرفتن
وقت گذاشتن
با خود بردن,همراه داشتن
با دیده تردید نگاه کردن
جدی نگرفتن
حرف کسی را قبول کردن
حرف دل کسی را زدن
(غذا یا نوشیدنی) بیرونبر
غذای بیرونبر
نظر تحقیرآمیز,انتقاد شدید
بلندشدن از زمین (هواپیما)
غذای بیرونبر • بیرونبر,تحویل
غذای بیرونبر,غذای آماده
غصب قدرت
تاکین
تاکویاکی (خوراک ژاپنی)
میمون راهب
صندل بالدار
پودر تالک • تالک زدن به (بدن),پودر تالک زدن
تالک,پودر تالک
پودر بچه
داستان
استعداد
مدیر استعدادها,مدیر هنرمندان
مسابقه استعدادیابی
بااستعداد
طلسم
حرف زدن • سخنرانی
تند و بیوقفه حرف زدن
(در مورد یک موضوع) مبهم صحبت کردن
به مکالمه توجه نکردن
کسی را تحقیر کردن
مخ کسی را خوردن
متقاعد کردن
کتابی حرف زدن
سر زبانها
منصرف کردن
لاف زدن
کامل بحث کردن
رادیو گفتگو
حرف حساب زدن
کسی را سر عقل آوردن
حرف کار زدن
گفتوگوی تلویزیونی یا رادیویی
بحث در مورد شرایط,مذاکره در مورد شرایط
رودهدرازی کردن
قشنگ حرف زدن
درمان گفتاری,رواندرمانی کلامی