سالاد تن ماهی
تندرا
آهنگ • تنظیم کردن,کوک کردن
پای برنامه نشستن
شروع به گوش دادن یا تماشای یک برنامه کردن
کوک کردن (ساز)
کوک شده,هماهنگ
آهنگین
به طور آهنگین,به طور هماهنگ
آهنگینبودن
ناکوک
تیونر
روغن تانگ
زبانهای تونگوزی
لباس تونیک
کیت تنظیم,ست تنظیم
گوشی (ساز)
تونس,جمهوری تونس
تونل • حفر تونل,عبور از تونل
باریکبینی
ماهی تن
*گوسفند نر
زبانهای توپیایی
*توپلت
کلاه بافتنی
عمامه
گلآلود
توربینال,شاخک بینی
توده استخوانی در حفره بینی,توربینات • توربینات,مربوط به استخوان های پیچیده بینی
استخوان توربینات,استخوان پیچیده بینی
توربین
سپرماهی
تلاطم
آشفته,متلاطم
به صورت متلاطم, با تلاطم
مدفوع,گه
آدم بیارزش,آدم پست
دزد مدفوع,غارتگر مدفوع
حرامزاده,پست
آدم بیارزش,آدم مزخرف
کپه کثافت,نفرتانگیز
توردیده,گنجشکسانان؛ در برخی طبقهبندیها به عنوان یک زیرخانواده (Turdinae) از خانواده Muscicapidae در نظر گرفته میشود
توده مدفوع,توده شکستها
سوپخوری
قلمرو,حوزه نفوذ • پوشاندن با چمن,چمن کاری کردن
جنگ بر سر قلمرو
سبک رقصی با حرکات ظریف و دقیق
پرطمطراق
ترک
بوقلمون
*سینه بوقلمون
*کرکس بوقلمونی
زبانهای ترکی
ترکیهای • زبان ترکی
گربه آنقره
حمام ترکی
*قهوه ترک
راحتالحلقوم
گربه ترکیشون
زردچوبه,زعفران هندی
پریشانی
چرخاندن • نوبت
خود را به ندیدن زدن
خود را به نشنیدن زدن
سود کردن
تنفروشی کردن
دشمن شدن
بهتر کردن • چرخش,بازگشت
روی برگرداندن,پشت کردن
به حالت قبل برگشتن
رد کردن
دست به کاری زدن
کسی را مغرور کردن
در جهت مسیر متنفاوتی پیش رفتن
چراغ راهنما,نشانگر چرخش
تبدیل شدن
با افاده رد کردن
رخداد
سبک بیان,عبارت ماهرانه
گردش قرن,تغییر قرن
خاموش کردن • دافعه,بیعلاقگی
روشن کردن • تحریک,جذابیت
پیچیدن به راست در چراغ قرمز,چرخش به راست در نور قرمز
آبغوره گرفتن
معلوم شدن
اعطا کردن
رفتار خود را اصلاح کردن
راهنما (اتومبیل)
دسته سیگنال چرخش,اهرم چراغ راهنما
فرار کردن,گریختن
زمان ساعت را به عقب بردن
زمان ساعت را جلو بردن
بزرگواری کردن