tranny
tra
ˈtra
tra
nny
ni
ni
tyranny

تعریف و معنی "tranny"در زبان انگلیسی

Tranny
01

یک فرد تراجنسیتی, یک زن ترنس

a transgender person, particularly a trans woman 
توهین‌آمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
trannies
مثال‌ها
That tranny waved from across the club and smiled. 

آن فرد تراجنسیتی از آن طرف باشگاه دست تکان داد و لبخند زد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه