جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tranny
01
یک فرد تراجنسیتی, یک زن ترنس
a transgender person, particularly a trans woman
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
trannies
مثالها
The tranny carried drinks for the table effortlessly.
ترنس نوشیدنیها را برای میز بدون زحمت حمل کرد.



























