misanthropemister charlie
از 32
misanthropemister charlie
misanthrope[n]

انسان‌گریز

misapply[v]

به کارگیری نادرست,استفاده ناصحیح

misapprehend[v]

درست نفهمیدن

misappropriate[v]

اختلاس کردن,تصرف غیرقانونی

misattribute[v]

اشتباه نسبت دادن

misbegotten[adj]

نامشروع,حرامزاده

misbehave[v]

بدرفتاری کردن

misbehavior[n]

رفتار نادرست

miscalculate[v]

محاسبه اشتباه,اشتباه در محاسبه

miscarriage[n]

سقط جنین (به‌شکل طبیعی)

miscarriage of justice[n]

قضاوت نادرست (دادگاه)

miscarry[v]

ناموفق بودن

miscast[v]

بازیگر نامناسبی را برای یک نقش انتخاب کردن

miscellanea[n]

مجموعه ادبی (در یک نشریه)

miscellaneous[adj]

متنوع,گوناگون

miscellany[n]

گلچین ادبی

mischievous[adj]

بازیگوش

mischievously[adv]

شیطنت آمیز,با شرارت

misconceive[v]

سوء تفاهم کردن,برداشت نادرست داشتن

misconception[n]

سوء تفاهم,باور نادرست

misconduct[n][v]

سوء رفتار,رفتار نادرست • مدیریت بد,مدیریت ناکارآمد

misconstrue[v]

بد تعبیر کردن

miscount[n][v]

اشتباه در شمارش,شمارش نادرست • غلط شمردن

miscreant[n][adj]

رذل • شرور,جنایتکار

misdeed[n]

عمل اشتباه

misdemean[v]

بد رفتار کردن,بد رفتار بودن

misdemeanor[n]

بزه

misdial[v]

شماره تلفن اشتباه گرفتن

mise-en-scene[n]

میزانسن

miser[n]

مال‌اندوز

miser's dream[n]

نمایش جادویی ظاهر شدن سکه

miserable[adj]

بدبخت

miserably[adv]

بدبختانه, غمگینانه

miserly[adj]

خسیس

misery[n]

بدبختی

misery guts[n]

آدم غرغرو

misery literature[n]

مصیبت‌نامه

misfire[v][n]

به‌درستی شلیک نکردن (اسلحه) • شکست در انفجار,انفجار ناموفق

misfit[n]

ناجور,منزوی

misfortune[n]

بدبیاری

misgender[v]

از ضمیر اشتباه اسفاده کردن (هنگام اشاره به جنسیت کسی)

misguide[v]

گمراه کردن,منحرف کردن

misguided[adj]

گمراه کننده,نادرست

mish-mash[n]

مخلوط,بههمریختگی

mishandle[v]

بد مدیریت کردن,خراب کردن

mishap[n]

حادثه ناگوار

mishear[v]

درست نشنیدن

mishit[n]

ضربه نادرست,ضربه اشتباه

misinformation[n]

اطلاعات غلط

misinformer[n]
misinterpret[v]

بد تعبیر کردن

misjudge[v]

اشتباه قضاوت کردن

misjudgment[n]

قضاوت نادرست

mislay[v]

جا گذاشتن

mislead[v]

گمراه کردن

misleading[adj]

گمراه‌کننده

misleadingly[adv]

گمراه کننده,به صورت گمراه کننده

mismanage[v]

بد مدیریت کردن

miso soup[n]

سوپ میسو

misogamy[n]

بیزاری از ازدواج

misogynist[n]

زن‌ستیز

misogynistic[adj]

زن‌ستیز

misogyny[n]

زن‌ستیزی

misperception[n]

سوء تفاهم,برداشت نادرست

misplace[v]

در محل اشتباهی قرار دادن

mispronounce[v]

اشتباه تلفظ کردن

misread[v]

اشتباه خواندن,اشتباه فهمیدن

misrepresent[v]

بد نمایش دادن

misrepresentation[n]

فریب

misrule[n]

سوءمدیریت

miss[v][n]

جا ماندن (از قطار، هواپیما و غیره) • خانم

miss a trick[phrase]

فرصت را از دست دادن

miss ann[n]

خانم آن,بانو آن

miss beard[n]

دوست دختر جعلی,پوشش زنانه

miss out[v]

از دست دادن

miss thang[n]

زن ازخودراضی

miss the boat[phrase]

فرصت را از دست دادن

miss the mark[phrase]

موفق نشدن

miss thing[n]

دختر چیز,خانم چیز

missal[n]

کتاب دعای مراسم عشای ربانی

missed[adj]

جاافتاده

missel thrush[n]

توکای بزرگ

missile[n]

موشک

missing[adj]

گمشده

mission[n]

مأموریت

mission-critical[adj]

حیاتی

missionary[n][adj]

مبلغ مذهبی • مبلغ مذهبی,تبلیغی

missive[n]

نامه رسمی

misspell[v]

با املای غلط نوشتن

misstep[n]

اشتباه,خطای قضاوت

missus[n]

همسر,زن

missy[n]

دختر جوان,دوشیزه

mist[n][v]

مه • مه آلود شدن,عرق کردن

mist over[v]

بخار گرفتن

mist up[v]

بخار گرفتن

mistake[n][v]

اشتباه • اشتباه کردن,پنداشتن

mistake for[v]

با کسی یا چیزی اشتباه گرفتن,به اشتباه فکر کردن که کسی یا چیزی دیگری است

mistaken[adj]

در اشتباه

mistakenly[adv]

به‌اشتباه

mister charlie[n]

آقای چارلی,رئیس سفیدپوست

LanGeek
دانلود برنامه