ستبرتن
مزومورفیک,از نوع مزومورف
متعلق به لایه میانی منطقه اقیانوسی,مرتبط با لایه میانی منطقه اقیانوسی
مزوسفر
*میانسینه
مزوزوئیک,دوران دوم • مزوزوئیک,مربوط به دوران مزوزوئیک
آشفتگی • بهم ریختن
وقت تلف کردن
تفریح کردن
سالن غذاخوری,کافه تریا
یغلاوی
خراب کردن
مداخله کردن
پیام • پیام دادن (از طریق موبایل)
تالار گفتگو
پیامرسانی,تبادل پیام
خبررسان
مسیح,اوراتوریو ساخته شده توسط هندل در سال 1742
ریختوپاش
تبلیغات در تبلیغات
فراتحلیل,تحلیل یکپارچه
متابولیک
متابولیسم
متابولیسم کردن,توسط متابولیسم تبدیل کردن
مفصل متاکارپوفالانژیال,مفصل metacarpophalangeal
فراشناخت,توانایی تفکر و تنظیم فرآیندهای فکری خود
فراداستان
متاگیمینگ,استفاده از دانش خارجی
فلز • فلزی,ساخته شده از فلز • فلزکاری کردن,پوشاندن با فلز
توری فلزی,مش فلزی
اره فلز,اره یک دسته برای برش فلز
مهرزنی
*متالکور
حکاکی روی فلز
متالباز
فلزی,شبیه فلز • فلزی,نخ فلزی • طعم فلز داشتن,طعم فلز دادن
عنصر فلزی,فلز
فلزی بودن,طعم فلزی
متالورژیست,متخصص متالورژی
متالورژی
فلزکاری
فلزکاری,کار با فلز
متامدرنیسم (جنبش فرهنگی و زیباییشناختی)
دگرگونی,تغییر یافته
دگرگونی (زمینشناسی)
دگردیسی کردن,تبدیل شدن
دگرگونی,تغییر
متانویا
متافاز,فاز متافاز
استعاره
استعاری
به صورت استعاری
متافیزیکی
متافیزیکی
متافیزیک
متاستاز
متاستاز کردن,گسترش یافتن
استخوان کف پا • متاتارسال,مربوط به متاتارسوس
مبادله,تجزیه دوگانه
*پسسینه
فراجهان
مرز,حد
تناسخ
شهاب
شهابی,مربوط به شهابسنگها
شهابسنگ
شهابواره
هواشناس,پیشبین آب و هوا
هواشناسی
متر • اندازه گیری کردن,سنجیدن
پایه متر,نگهدارنده متر
سنجش نور (عکاسی)
*متفورمین
*متادون
متآمفتامین
متان
متانول,الکل متیلیک
شنبلیله
متد
روشمند
به روشی سیستماتیک,به شیوه ای منظم
روششناسی
متوسلح,بطری بزرگ شراب
متیلنتتراهیدروفولات ردوکتاز
موشکافانه
با دقت بسیار
مجاز (آرایه ادبی)
متوپ,فضای مستطیل شکل بین تریگلیفها
واحد اندازهگیری • متریک
واحد اندازهگیری متریک
تن متریک,تن
پایه (عروض)
مترو
اندازهشناسی
مترونوم
کلانشهر