خدمت سربازی
(بر ضد چیزی) عمل کردن
نیروی شبهنظامی
شیر • شیر دوشیدن
شکلات شیری
شیرقهوه
گاو شیری,گاو شیرده
عدم تحمل شیر,کمبود لاکتاز
مهر و شفقت انسانی
محلول هیدروکسید منیزیم
شیر خشک,پودر شیر
پودینگ شیر
میلک شیک,نوشیدنی شیر و طعم دهنده
سرشیر
*مار شیری
*شیر چای
آب در هاون کوبیدن
دندان شیری
قطار شیر,قطار جمع آوری شیر
آب پنیر,سرم شیر
شیرده,گاو شیری
دوشیدن,فرآیند دوشیدن شیر
شیر مانند,شیرین
میلکشیک
حوض شیر,منطقه تولید شیر
نازک نارنجی,زن صفت
*پروانه شهریار
*شیری
راه شیری
آسیاب • *آسیاب کردن
بیهدف گشتن
هزار برگ
هزارهگرا,معتقد به هزاره • هزارهگرا,مربوط به باورها یا ایدههای مربوط به دوره هزار ساله پیشبینی شده از صلح و خوشبختی
هزارهگرایی
هزارساله • هزارهای,نسل Y
هزاره ای,مربوط به یک هزاره
هزاره
هزارپا,مورچهخوار
ارزن
میلیگرم
میلیلیتر
میلیمتر
کلاهدوز
کلاهدوزی
میلیون,انبوه
لبخند دلربا
میلیونر
میلیونم,یک میلیونم • میلیونم,یک میلیونم
هزارپا,دیپلوپود
هزارپا
جوی آسیاب,جریان آسیاب
آسیابان
فردی که فاقد شخصیت قوی است,ضعیف • بی شخصیت,فاقد قاطعیت
پانتومیم • پانتومیم کردن
تقلید (هنر و ادبیات)
صورتی میمی
تقلیدگر,میمیک • تقلید کردن • تقلید کننده,شبیه ساز
تقلید,میمیکری
میمیر
میموسا (کوکتل)
تهدیدآمیز,ترسناک
مناره
تهدیدآمیز,نگرانکننده
منبر
خرد کردن • گوشتچرخکرده
کیک دارای گوشت
حرف را در لفافه زدن
خرد شده,آسیاب شده
مایه پای و تارت
چرخ گوشت,خردکن
دستگاه چرخ گوشت,دستگاه خردکن
ذهن • ناراحت شدن
بازی ذهنی,دستکاری روانی
مواظب حرف زدن خود بودن
مراقب رفتار خود بودن
نقشه ذهنی,نقشه مفهومی
غلبه اراده بر سختی
سرش به کار خودش بودن
سرش به کار خودش بودن
آداب را رعایت کردن
تغییردهنده ذهن,تأثیرگذار بر هوشیاری
توهمزا
هوشازسربرنده
دشوار
خسته کننده ذهن,کسل کننده تا حد مرگ
تصویر ذهنی
سبز میندارو
گیجی ذهنی,سردرگمی روانی • گیجکننده,سردرگمکننده
هوشیار,آگاه
با آگاهی,با دقت
هوشیاری,توجه
بیدلیل
بی فکری,بدون توجه
ذهنیت,طرز فکر
معدن • استخراج کردن,کاوش کردن • مالِ من
استخراج شده,معدنکاری شده