دستگاه بدنسازی چندمنظوره
چندجانبه,چندجانبه
چندزبانه • چند زبانه,چندزبانه
چندزبانی,چندزبانی
چندرسانهای
روزنامهنگار چندرسانهای,ژورنالیست چند رسانهای
سیستم چندرسانهای,سیستم مالتیمدیا
مولتیمتر
چندملیتی • چند ملیتی,شرکت چند ملیتی
روایت چند راوی
(بازی کامپیوتری) چندنفره
عرصه نبرد برخط چندنفره (موبا)
*بازی ویدئویی چندنفره
چندگانه • مضرب,یک مضرب
نوردهی چندگانه (عکاسی)
میوه چندگانه,میوه مرکب
بیماری اماس
چیدمان چند دوربینه
چندگزینهای (سؤال)
کنترل چند واحدی قطار,سیستم کنترل چند واحدی قطار
پردیس سینمایی • چندگانه,پیچیده
تولید مثل,تکثیر
کثرت
ضریب,عدد ضرب کننده
ضرب کردن • به چندین روش,به اشکال متعدد
چند منظوره
چند نژادی,مالتی ریشال
چند مرحله ای,چند مرحله ای
چند کار را با هم انجام دادن
انجام همزمان چندکار
یک جمعیت,تعداد زیادی
بسیار,بی شمار
مولتی ویتامین
مامان • لال,ساکت
بمبئی
زمزمه کردن • زمزمه,غرغر
زمزمهکننده نماز صبح,کشیش زمزمهکننده
زمزمهکننده,درگفتار نامفهوم
بسیار نامشخص (گفتار) • زمزمه, زیر لب سخن گفتن
حرفهای قلمبهسلمبه بیمعنی
بازیگر پانتومیم,بازیگر ماسکدار
مومیایی کردن,خشک کردن
مومیایی
اوریون
mumpsimus,ایده سنتی سرسخت
بلند بلند خوردن • یک گاز بزرگ,یک لقمه بزرگ
سندرم مونشهاوزن
آبجو مونشنر
هوسِ خوردن
گربه مانچکین
کسالتبار
پسمانده,پست
ماش
مونیخ,پایتخت بایرن
شهری
شهرداری
بخشندگی
سخاوتمند
با سخاوت, با بزرگواری
تجهیزات جنگی • تامین سلاح, تدارک مهمات
سیستم رنگ مانسل
گوزن فریادکش
احمق,نالایق
مقرنس
نقاشی دیواری • مربوط به دیوار
قتل (عمد) • به قتل رساندن
قاتل
قاتل زن,زن قاتل
میمون عنکبوتی پشمالو
تاریک,غمگین
گلآلود
زیر لب حرف زدن • زمزمه,پچ پچ
*دسته سار
زمزمهمانند • زمزمه,پچ پچ
سیب زمینی,پتاته
تخت تاشو
قانون مورفی
بیماری همه گیر دام,طاعون گاوی
مرغ دریایی سیاه و سفید,مور
جنس نوعی از Muridae: موشهای خانگی معمولی؛ نوک دندانهای پیشین بالا دارای یک بریدگی مربعی است,موس: جنس نوعی از Muridae که شامل موشهای خانگی میشود، با یک بریدگی مربعی در نوک دندانهای پیشین بالا مشخص میشود
ماهیچه • با زور راه باز کردن,به زور عبور کردن
ساختن عضله,توسعه عضله
ماشین عضلانی,ماشین قوی
حافظه ناخودآگاه
مامان عضلانی,مادر ماهیچهای
عضلانی
عضله سازی,ساختن عضله
عضلانی
شریان عضلانی,شریان با دیواره عضلانی
دستگاه ماهیچهای
دستگاه ماهیچهای-استخوانی انسان
ماهیچه
در بحر فکر فرو رفتن • موز,حامی هنر یا علم
موست
موزه
یک سفر با سورتمه سگ,مسافرت با سورتمهای که توسط سگها کشیده میشود • مسافرت با سورتمه سگ,حرکت با سورتمه سگ
سر خالی,احمق
امواج نرم,امواج بدون شکل