جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Multitasking
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She excelled at multitasking, managing emails, phone calls, and meetings simultaneously.
او در چندوظیفهای عالی بود، همزمان ایمیلها، تماسهای تلفنی و جلسات را مدیریت میکرد.
درخت واژگانی
multitasking
multitask
task



























