mistletoemodal
از 32
mistletoemodal
mistletoe[n]

دارواش (نوعی گیاه)

mistreat[v]

بدرفتاری کردن,ناجوانمردانه رفتار کردن

mistreatment[n]

بدرفتاری

mistress[n]

معشوقه

mistress of all evil[phrase]
mistrust[v][n]

اطمینان نکردن به • بی اعتمادی,بدگمانی

mistrustful[adj]

بی‌اعتماد

misty[adj]

مه‌آلود

misty rose[adj]

صورتی گلبرگ رز

misunderstand[v]

اشتباه فهمیدن

misunderstanding[n]

سوءبرداشت

misunderstood[adj]

مورد سوءبرداشت واقع شده

misuse[v][n]

سوءاستفاده کردن • سوء استفاده,استفاده نادرست

mite[n]

کرم پنیر

miter[v][n]

زاویه‌ای تشکیل دادن • تاج اسقف

miter gauge[n]

صفحه راهنمای برش اره میزی

miter saw[n]

*اره فارسی‌بر

mither[v]

آزار دادن,اذیت کردن

mitigate[v]

کاهش دادن

mitigation[n]

از شدت چیزی کاستن

mititei[n]

سوسیس رومانیایی

mitochondrial[adj]

میتوکندریایی، مربوط به میتوکندری

mitochondrion[n]

میتوکندری

mitosis[n]

میوز,تقسیم سلولی برابر

mitral valve[n]

دریچه میترال,دریچه دو لختی قلب

mitt[n]

دستکش بیسبال,میت بیسبال

mitten[n]

دستکش تک انگشتی

mix[v][n]

مخلوط کردن • عملِ ترکیب

mix and match[phrase][adj]

ترکیب‌پذیر,برای مخلوط و مطابقت دادن

mix business with pleasure[phrase]

کار را با تفریح قاطی کردن

mix in[v]

مخلوط کردن,اضافه کردن

mix it up[phrase]

درگير شدن

mix up[v]

چیدمان چیزی را بهم ریختن

mix up in[v]

درگیر یک موقعیت مشکل ساز شدن

mixed[adj]

مختلط

mixed blessing[n]

شمشیر دو لبه (مجازی)

mixed climbing[n]

صعود ترکیبی,کوهنوردی ترکیبی

mixed cranial nerve[n]

عصب مغزی مختلط

mixed doubles[n]

دوبل مختلط,مسابقات دوبل مختلط

mixed drink[n]

*نوشیدنی ترکیبی

mixed feelings[n]

نسبت به چیزی پنجاه پنجاه بودن

mixed grill[n]

خوراک کباب مخلوط

mixed martial arts[n]

هنرهای رزمی ترکیبی,مبارزه ترکیبی

mixed number[n]

عدد مخلوط,کسر مخلوط

mixed nuts[n]

آجیل مخلوط

mixed receptive-expressive language disorder[n]

اختلال زبانی دریافتی-بیانی مختلط,اختلال زبانی مختلط دریافتی-بیانی

mixed salad[n]

سالاد مخلوط

mixed vegetables[n]

سبزیجات مخلوط,مخلوط سبزیجات

mixed-ability[adj]

توانایی مختلط,ناهمگن

mixed-race[adj]

نژاد مختلط,چند نژادی

mixed-up[adj]

گیج,سردرگم

mixer[n]

هم‌زن

mixer dance[n]

رقص تعویض شریک

mixing[n]

مخلوط کردن

mixing bowl[n]

کاسه بزرگ (مخصوص مخلوط‌کردن مواد غذایی)

mixing tray[n]

سینی مخلوط کردن,ظرف مخلوط کردن

mixologist[n]

میکسولوژیست,بارمن

mixology[n]

هنر میکسولوژی,علم کوکتل

mixture[n]

مخلوط

miyeok-guk[n]

سوپ جلبک کره‌ای

mizo[n]

زبان میزو

mizzenmast[n]
mizzle[n][v]

باران نم نم,باران ملایم • باران سبک باریدن,نم نم باریدن

mlem[n]

یک بیرون آوردن سریع زبان,یک حرکت لیسیدن سریع

mms[n]

خدمات پیام چندرسانه‌ای

mnemonic[n][adj]

یادآور,کمک حافظه • حفظی

mo[n]

ایالتی در غرب میانه در مرکز ایالات متحده؛ یک ایالت مرزی در طول جنگ داخلی آمریکا، میزوری بدون اینکه واقعاً از اتحادیه جدا شود به کنفدراسیون پذیرفته شد,میزوری، ایالتی در مرکز ایالات متحده در منطقه غرب میانه؛ در طول جنگ داخلی، اگرچه به طور رسمی جدا نشد، به کنفدراسیون پذیرفته شد

moa[n]

*موآ

moan[v][n]

ناله کردن • ناله,شکایت

moat[n]

خندق

moated[adj]

خندق‌دار

mob[n][v]

جمعیت • فشرده شدن,جمع شدن

mobile[adj][n]

سیار • موبایل,شی تزئینی آویزان

mobile billboard[n]

بیلبورد متحرک,تبلیغات روی وسیله نقلیه

mobile cabinet[n]

*کمد متحرک

mobile device[n]

دستگاه همراه,دستگاه قابل حمل

mobile home[n]

‫خانه سیار

mobile phone[n]

تلفن همراه

mobility[n]

تحرک

mobility impaired[adj]

فرد دارای محدودیت حرکتی,فرد ناتوان جسمی

mobilize[v]

تجمع کردن,جمع آوری کردن

mobocracy[n]

حکومت اراذل و اوباش

mobster[n]

عضو گروه تبهکاری

moccasin[n]

کفش موکاسین

mocha[n]

موکا,رنگ قهوه ای تیره

mocha coffee[n]

قهوه موکای عربی ممتاز,قهوه تیره عربی با کیفیت بالا

mochi[n]

موچی (کیک برنج ژاپنی)

mochi donut[n]

*دونات موچی

mock[v][adj][n]

مسخره کردن,توهین کردن • تقلیدی • هدف تمسخر,مسخره

mock turtleneck[n]

لباس یقه‌اسکی

mock-heroic[n]

حماسه مضحک

mock-up[n]

ماکت,مدل

mockery[n]

توهین,مسخره

mocking[adj]

مسخره آمیز,توهین آمیز

mockingbird[n]

مرغ مقلد

mockingly[adv]

مسخره آمیز,با تمسخر

mocktail[n]

*کوکتل بدون الکل

mockumentary[n]

مستند طنز

mod con[n]

وسایل راحتی به روز و مدرن

modal[adj][n]

مودال,مودال • فعل وجهی

LanGeek
دانلود برنامه