دارواش (نوعی گیاه)
بدرفتاری کردن,ناجوانمردانه رفتار کردن
بدرفتاری
معشوقه
اطمینان نکردن به • بی اعتمادی,بدگمانی
بیاعتماد
مهآلود
صورتی گلبرگ رز
اشتباه فهمیدن
سوءبرداشت
مورد سوءبرداشت واقع شده
سوءاستفاده کردن • سوء استفاده,استفاده نادرست
کرم پنیر
زاویهای تشکیل دادن • تاج اسقف
صفحه راهنمای برش اره میزی
*اره فارسیبر
آزار دادن,اذیت کردن
کاهش دادن
از شدت چیزی کاستن
سوسیس رومانیایی
میتوکندریایی، مربوط به میتوکندری
میتوکندری
میوز,تقسیم سلولی برابر
دریچه میترال,دریچه دو لختی قلب
دستکش بیسبال,میت بیسبال
دستکش تک انگشتی
مخلوط کردن • عملِ ترکیب
ترکیبپذیر,برای مخلوط و مطابقت دادن
کار را با تفریح قاطی کردن
مخلوط کردن,اضافه کردن
درگير شدن
چیدمان چیزی را بهم ریختن
درگیر یک موقعیت مشکل ساز شدن
مختلط
شمشیر دو لبه (مجازی)
صعود ترکیبی,کوهنوردی ترکیبی
عصب مغزی مختلط
دوبل مختلط,مسابقات دوبل مختلط
*نوشیدنی ترکیبی
نسبت به چیزی پنجاه پنجاه بودن
خوراک کباب مخلوط
هنرهای رزمی ترکیبی,مبارزه ترکیبی
عدد مخلوط,کسر مخلوط
آجیل مخلوط
اختلال زبانی دریافتی-بیانی مختلط,اختلال زبانی مختلط دریافتی-بیانی
سالاد مخلوط
سبزیجات مخلوط,مخلوط سبزیجات
توانایی مختلط,ناهمگن
نژاد مختلط,چند نژادی
گیج,سردرگم
همزن
رقص تعویض شریک
مخلوط کردن
کاسه بزرگ (مخصوص مخلوطکردن مواد غذایی)
سینی مخلوط کردن,ظرف مخلوط کردن
میکسولوژیست,بارمن
هنر میکسولوژی,علم کوکتل
مخلوط
سوپ جلبک کرهای
زبان میزو
باران نم نم,باران ملایم • باران سبک باریدن,نم نم باریدن
یک بیرون آوردن سریع زبان,یک حرکت لیسیدن سریع
خدمات پیام چندرسانهای
یادآور,کمک حافظه • حفظی
ایالتی در غرب میانه در مرکز ایالات متحده؛ یک ایالت مرزی در طول جنگ داخلی آمریکا، میزوری بدون اینکه واقعاً از اتحادیه جدا شود به کنفدراسیون پذیرفته شد,میزوری، ایالتی در مرکز ایالات متحده در منطقه غرب میانه؛ در طول جنگ داخلی، اگرچه به طور رسمی جدا نشد، به کنفدراسیون پذیرفته شد
*موآ
ناله کردن • ناله,شکایت
خندق
خندقدار
جمعیت • فشرده شدن,جمع شدن
سیار • موبایل,شی تزئینی آویزان
بیلبورد متحرک,تبلیغات روی وسیله نقلیه
*کمد متحرک
دستگاه همراه,دستگاه قابل حمل
خانه سیار
تلفن همراه
تحرک
فرد دارای محدودیت حرکتی,فرد ناتوان جسمی
تجمع کردن,جمع آوری کردن
حکومت اراذل و اوباش
عضو گروه تبهکاری
کفش موکاسین
موکا,رنگ قهوه ای تیره
قهوه موکای عربی ممتاز,قهوه تیره عربی با کیفیت بالا
موچی (کیک برنج ژاپنی)
*دونات موچی
مسخره کردن,توهین کردن • تقلیدی • هدف تمسخر,مسخره
لباس یقهاسکی
حماسه مضحک
ماکت,مدل
توهین,مسخره
مسخره آمیز,توهین آمیز
مرغ مقلد
مسخره آمیز,با تمسخر
*کوکتل بدون الکل
مستند طنز
وسایل راحتی به روز و مدرن
مودال,مودال • فعل وجهی