metropolitanmiddle class
از 32
metropolitanmiddle class
metropolitan[adj][n]

وابسته به کلان‌شهر • کلان شهری,ساکن کلان شهر

mettle[n]

غیرت

mettlesome[adj]

دلیر

meuniere[n]

طبخ با سس مونیر

meuniere butter[n]

کره مونییر

mewing[n]

تکنیک میوینگ,روش میوینگ

mexican[adj][n]

مکزیکی • مکزیکی,اهل مکزیک

mexican bean beetle[n]

سوسک مکزیکی لوبیا

mexican pink[adj]

صورتی مکزیکی

mexican salad[n]

سالاد مکزیکی

mexican standoff[n]

بن‌بست کامل

mexican train[n]

قطار مکزیکی,بازی دومینو قطار مکزیکی

mexico[n]

مکزیک

mexico city[n]

مکزیکوسیتی

meze[n]

مزه

mezmar[n]

رقص سنتی عربی با نی و سازهای بادی

mezzanine[n]

میان‌اشکوب (در سالن تئاتر)

mezzo voce[n]

مزو ووچه,با صدای متوسط

mezzo-soprano[n]

متزوسوپرانو

mezzotint[n]

مزوتینت (نوعی تکنیک چاپ تک‌رنگ)

mhm[interj]

ممم,آره

miao[n]

میائو,زبان میائو

miasma[n]

میاسما,بخارات سمی

miasmic[adj]

پر از بخار,آغشته به بخار

mic drop[n]

رها کردن میکروفون,حرکت انداختن میکروفون

michelangelo[n]

میکل آنژ، مجسمه‌ساز، نقاش و معمار فلورانسی؛ یکی از چهره‌های برجسته رنسانس (1475-1564)

michelin guide[n]

*کتاب راهنمای میشلن

michigan left[n]

چپ میچیگان,تقاطع میچیگان

michigan salad[n]

سالاد میشیگان

mickey mousing[n]

همگام‌سازی موسیقی و تصویر

micro[adj]

میکروسکوپی

micro chip[n]

عدد اول,عدد صحیح اول

micro-cook[v]

پختن در مایکروویو,گرم کردن در مایکروویو

micro-organism[n]

ریزجاندار

microaggression[n]

ریزپرخاشگری

microbe[n]

میکروب

microbead[n]

میکروبید,دانه پلاستیکی کوچک

microbial[adj]

میکروبی,مربوط به میکروارگانیسم

microbiologist[n]

میکروب‌شناس

microbiology[n]

زیست‌شناسی

microbiome[n]

میکروبیوم,میکروبیوتا

microblogging novel[n]

رمان میکروبلاگ

microbrewery[n]

کارخانه کوچک آبجوسازی

microcar[n]

میکروکار,مینی‌ماشین

microchip[n]

عدد اول,عدد صحیح اول

microclimate[n]

خرداقلیم

microcomputer[n]

ریزکامپیوتر,کامپیوتر شخصی

microconsole[n]

*میکروکنسول

microcosm[n]

نمونه کوچک (هر چیزی)

microcyte[n]

میکروسیت,سلول قرمز خون به طور غیر طبیعی کوچک

microdermabrasion[n]

میکرودرم ابریژن

microeconomics[n]

اقتصاد خرد

microelectronic[adj]

ریزالکترونیکی

microelectronics[n]

ریزالکترونیک

microenvironment[n]
microfiber[n]

میکروفایبر,الیاف مصنوعی

microfiber cloth[n]

*دستگاه میکروفایبر

microforest[n]
microlight[n]

یک میکرولایت,یک هواپیمای بسیار سبک و کوچک

microlighting[n]

میکرولایتینگ,پرواز با هواپیماهای فوق سبک

micrometer[n]

ریزسنج

microorganism[n]

ریزاندامگان

microphone[n]

میکروفن

microphone preamplifier[n]

پیش‌تقویت‌کننده میکروفون,پری‌امپ میکروفون

microphone stand[n]

*استند میکروفون

microphotography[n]

عکاسی میکرو

microplastic[n]

میکروپلاستیک

microprobe[n]

میکروپروب,پروب میکروسکوپی

microprocessor[n]

ریزتراشه

microprocessor chip[n]

تراشه ریزپردازنده,ریزپردازنده

microscope[n]

میکروسکوپ

microscope adapter[n]

رابط میکروسکوپ به دروبین

microscopic[adj]

میکروسکوپی

microscopical[adj]

میکروسکوپی,با استفاده از میکروسکوپ

microscopically[adv]

میکروسکوپی,با استفاده از میکروسکوپ

microscopy[n]

ذره‌بینی

microskirt[n]

دامن خیلی کوتاه

microstomus kitt[n]

microstomus kitt,ماهی تخت اروپایی

microstructure[n]

ریزساختار,ساختار میکروسکوپی

microsurgery[n]

ریزجراحی

microtransaction[n]

ریزتراکنش

microvan[n]

میکروون,مینیون

microwave[n][v]

ماکروفر • با ماکروفر گرم کردن

microwave oven[n]

اجاق مایکروویو

micturate[v]

ادرار کردن,پیشاب کردن

micturition[n]

ادرار

mid[adj]

میانه,نیمه

mid-calf[n]

وسط ساق پا,وسط ساق پا

mid-length[adj]

نه بلند نه کوتاه

mid-morning[n]

نیمه صبح,میانه صبح

mid-on[n]

وسط چپ,موقعیت وسط چپ

mid-range[adj][n]

میانه رده,متوسط • محدوده متوسط,میانه

mid-thirties[n]

اواسط سی‌سالگی

midas touch[n]

دست به خاک بزند طلا می‌شود

midday[n]

ظهر

middle[n][adj][v]

وسط • وسطی • زدن به مرکز,ضربه زدن به وسط

middle age[n]

میانسالی

middle ages[n]

قرون وسطی

middle c[n]

دو میانی

middle class[n]

طبقه‌ متوسط

LanGeek
دانلود برنامه