پر از ایراد
دردسرش بیشتر از سودش
اغلب اوقات
کم و بیش • کم و بیش
تیرِ دیگری در ترکش داشتن
بیشتر از
هرچه بیشتر، بهتر
*کرکونوسه
علاوه بر این
سنتهای اجتماعی
*اسب مورگان
سردخانه
محتضر
احمق,نادان
مورمون,عضو کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان
صبح,دوره زمانی بین طلوع آفتاب و ظهر
سس مورنی
صبح
کت رسمی پشت بلند
لباس راحتی زنانه
صبح ناتوان,صبح ناکارآمد
روزنامه صبحگاهی,روزنامه صبح
فرد صبحگاهی,سحرخیز
تهوع صبحگاهی
لباس رسمی روز
صبح,زمان صبح
مراکشی • مراکشی,اهل مراکش
مراکش
احمق,نادان
پوچ و احمقانه
ترشرو
تغییر شکل دادن,دگرگون شدن • واژصورت
به شکل دیگری درآمدن
تکواژ (زبانشناسی)
تکواژسازی,فرایند تکواژسازی
مورفین
ریختشناسی,مربوط به ریختشناسی
فرسایش ریختشناسی,کاهش ریختشناسی
همسطحسازی ریختشناختی,سادهسازی ریختشناختی
گونه شناسی ریخت شناسی,طبقه بندی ریخت شناسی
ریختشناسی (زیستشناسی)
واژ-واجشناسی
تراز نحوی-صرفی,پیکربندی نحوی-صرفی
*صندلی موریس
رقص گروهی سنتی انگلیسی
فردا,روز بعد
کد مورس
*مورتادلا
فانی,میرنده • فانی,انسان
نرخ مرگومیر
کاملاً مست,کاملاً مدهوش
کشنده,تا مرگ
خمپارهانداز • ملات کاری کردن,سیمان کاری کردن
کلاه فارغالتحصیلی
وام مسکن • وثیقه قرار دادن
وام مسکن,وام رهنی
مردهشور
شرمندگی,تحقیر
شرمسار,تحقیر شده
دچار بافتمردگی شدن
تحقیرآمیز,شرمآور
مفصل زبانه و چفت,مفصل گودی
اسکنه فاق
خیلی خجالتزده,سبب خجالت
سردخانه • تشییع جنازه,مربوط به مراسم تدفین
معبد وداع
*توت سفید
معرقکاری • موزاییک,مربوط به موسی
رمان موزائیکی
moschus moschiferus,آهوی ختن
مسکو,شهر مسکو
*مسکو مول
گشتن,قدم زدن
با انرژی زیاد و اغلب به صورت آشفته رقصیدن,در میان جمعیت با هیجان رقصیدن
مسجد
پشه
نیش پشه,گزش پشه
شاهین پشه,سنجاقک
پشه بند,تور ضد پشه
خزه,بریوفیت
سبز جلبکی
تاردیگرید,خرس آبی
خزه,سبز-زرد مات متوسط
ترین (نشانه صفت یا قید عالی) • بیشترین • اکثر
به ویژه,مخصوصا
مهمتر از همه,از همه مهمتر
ارزشمندترین بازیکن
غالباً
واژه بهجا
تست MOT,بازرسی سالانه اجباری ایمنی وسایل نقلیه، انتشار گازهای گلخانه ای و قابلیت عبور و مرور
موتاسیلیده,پیپیتها و دمجنبانکها
ذره
مُتِل
بید
مادر • مادری کردن,مانند یک مادر مراقبت کردن
مادر میهن,کشور مبدا
مام زمین
چهره مادری,شخصیت مادرانه
پیراهن زنانه گشاد