جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mote
01
ذره, خرده
a tiny speck or particle, especially of dust or other matter
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
motes
مثالها
She blinked as a mote of sand blew into her eye on the windy beach.
او پلک زد وقتی که یک ذره شن در چشمش در ساحل پر باد پرتاب شد.



























