mushermyctophidae
از 32
mushermyctophidae
musher[n]

ماشر,راننده سورتمه سگ

mushroom[n][v]

قارچ • سریع گسترش یافتن

mushroom sauce[n]

*سس قارچ

mushy[adj]

احساساتی,شیرین و دلچسب

mushy peas[n]

پوره نخودفرنگی

music[n]

موسیقی

music agent[n]

*عامل موسیقی

music director[n]

کارگردان موسیقی,رهبر ارکستر

music festival[n]

جشنواره موسیقی,عید موسیقی

music genre[n]

سبک موسیقی

music school[n]

مدرسه موسیقی,کنسرواتوار

music teacher[n]

معلم موسیقی

music to ears[phrase]

خبر خوشایند

music video[n]

نماهنگ

musical[adj][n]

موزیکال • نمایش یا فیلم موزیکال

musical chairs[n]

صندلی‌بازی

musical comedy[n]

کمدی موزیکال,موزیکال کمدی

musical composition[n]

ترکیب موسیقی,اثر موسیقی

musical director[n]

مسئول بخش موسیقی

musical expression[n]

*بیان موسیقی

musical genre[n]

ژانر موسیقی

musical instrument[n]

آلت موسیقی

musical note[n]

نت موسیقی,نُت

musical octave[n]

اکتاو موسیقایی,فاصله هشت نت

musical road[n]

جاده موسیقی,خیابان ملودیک

musical saw[n]

اره موسیقی

musical scale[n]

مقیاس موسیقی,گام موسیقی

musical score[n]

پارتیتور

musical style[n]

سبک موسیقی,ژانر موسیقی

musical theater[n]

تئاتر موزیکال

musical time signature[n]

امضای زمان موسیقی,نشانه میزان

musically[adv]

از نظر موسیقی,به صورت موسیقایی

musician[n]

نوازنده

musicology[n]

موسیقیشناسی,مطالعه علمی موسیقی

musjid[n]

مسجد,مصلی

musk deer[n]

آهوی ختن

musk kangaroo[n]

موش‌کانگوروی مشکین

musk ox[n]

گاو مشک

musket[n]

تفنگ فتیله‌ای

muskmelon[n]

*خربزه تخم‌قند

muskrat[n]

موش آبی

musky[adj]

داشتن بویی شبیه مشک

muslim[n][adj]

مسلمان • مسلمان,اسلامی

muslime[n]

مسلمان,مسلمان

muslimoid[n]

مسلمان‌نما,مسلمان افراطی

muslimtard[n]

مسلمان عقب‌مانده,مسلمان احمق

muslin[n]

پارچه وال (نوعی پارچه کتانی)

musloid[n]

مسلوی,مسلوی

mussel[n]

صدف سیاه

mussy[adj]

کثیف و نامرتب,به هم ریخته و کثیف

must[n][adj][v]

بوی کپک,بوی نم • اجباری,ضروری • باید

must-have[n][adj]

ضروری,واجب • ضروری,لازم

must-see[adj][n]

باید دید,نباید از دست داد • باید ببینید,نباید از دست داد

mustache[n]

سبیل

mustang[n]

اسبِ ماستنگ

mustard[n][adj]

خردل • خردلی

mustard oil[n]

روغن خردل

mustard sauce[n]

سس خردل,سس خردلی

mustard seed[n]
mustela erminea[n]

قاقم,mustela erminea

muster[v][n]

جمع‌آوری کردن • *گله را یکجا جمع کردن

musty[adj]

ترشیده (بو)

mutable[adj]

دگرگونی‌پذیر

mutant[n][adj]

(ارگانیسم) جهش‌یافته • جهش یافته,جهش زا

mutate[v]

جهش یافتن

mutation[n]

جهش (زیست‌شناسی)

mute[adj][n][v]

لال,بی صدا • خفه‌کن (موسیقی) • کم کردن,خفه کردن

mute as a fish[phrase]

لال‌مونی‌گرفته

mute button[n]

دکمه قطع صدا

mute swan[n]

قوی بیصدا,قوی اهلی

muted[adj]

نرم (صدا)

mutely[adv]

بی صدا,بدون یک کلمه

muthia[n]

*موتیا (خوراک هندی)

mutilate[v]

ناقص کردن

mutinous[adj]

یاغی

mutiny[n][v]

تمرد • شورش کردن,طغیان کردن

mutt[n]

سگ غیراصیل (بدون نژاد)

mutter[v][n]

غرغر کردن • شکایت,زمزمه

mutton[n]

گوشت گوسفند

mutton chop[n]

خط ریش پهن

mutton dressed as lamb[phrase]

کسی که ادای جوان‌ها را درمی‌آورد

mutual[adj]

متقابل,مشترک

mutual intelligibility[n]

قابلیت درک متقابل,درک متقابل

mutualist[adj]

متقابل,همزیست

mutually[adv]

متقابل,دوجانبه

mutually beneficial[adj]

سودمند متقابل,سودمند برای هر دو طرف

mutually exclusive[adj]

به صورت متقابل انحصاری,انحصاری نسبت به هم

mutule[n]

قطعهٔ سنگی یا گچ‌بری زیر تاج قرنیز

muumuu[n]

یک لباس گشاد و روان، معمولاً در آب و هوای گرم پوشیده می‌شود,مومو، لباسی گشاد و راحت برای آب و هوای گرم

muzrat[n]

مُزرَت,مُزرَت

muzzle[n][v]

پوزه • محدود کردن (آزادی بیان)

muzzy[adj]

گیج,مبهم

mx[n]

عنوانی که از نظر جنسیت خنثی است

my[det]

مال من

myasthenia gravis[n]

ضعف عضلانی مزمن

mycelium[n]

میسلیوم

mycenae[n]

موکنای

mycology[n]

قارچشناسی

mycorrhiza[n]

مایکوریزا,همزیستی مایکوریزایی

myctophidae[n]

ماهی های اعماق دریا که شامل ماهی های فانوسی می شوند,میکتوفیده

LanGeek
دانلود برنامه