فعل کمکی وجهی,کمکی وجهی
روش,روش درمانی
مطالعات مدرن,علوم اجتماعی مدرن
حالت,روش
در مضیقه قرار گرفتن
مدل • شکل دادن,مدل سازی کردن • الگو,نمونه
انیمیشن مدلی
کیت مدل,مدل پلاستیکی مقیاس
نمونهسازی
شکلات مدلسازی,خمیر شکلات
مودم
میانهرو • فرد میانهرو • ملایم کردن
اندازه متوسط,اندازه معتدل
اندازه متوسط
تا حد متوسط
اعتدال
میانهرو,طرفدار اعتدال
میانجی
نوین • مدرنها,طرفداران مدرنیته
معماری مدرن,سبک معماری مدرن
هنر نوگرا
رقص مدرن
فونت مدرن,قلم مدرن
زبانهای مدرن
بردهداری مدرن
دوران مدرن,زمان مدرن
دنیای مدرن,عصر مدرن
امروزی
نوگرایی
مدرنیست,هنرمند مدرنیست • مدرنیست
مدرنبودن
نوسازی کردن,به روز رسانی
نوسازی شده
متواضع
فروتنانه,با تواضع
فروتنی
اندکی
تغییر
تعدیلکننده,وصفکننده
از قدرت یا شدت چیزی کاستن
مودینها,یک سبک موسیقی احساسی و تغزلی که در پرتغال سرچشمه گرفته و در برزیل محبوب شد، با صدای تکخوان و همراهی گیتار
اهل مد
به روش مد روز,با ظرافت
مود بودن,مدرن بودن
طراح لباس ماهر
مدولار
مبل چندتکه
تنظیم کردن
مدولاتور,دستگاه مدولاسیون
ماژول,مؤلفه
شیوه زندگی
تحت الشعاع قرار دادن,پشت سر گذاشتن
عضو دودمان مسلمانی که تا سال 1857 بر هند حکومت میکرد,مغول
موهر (پشم بز آنقوره)
مدل موی تاج خروسی
موهینگا (سوپ نودل و ماهی)
رقص موهینیاتام (یکی از هشت رقص اصلی هند)
نیم,بخش
طرح موآره
نمدار
مرطوب کردن,کمی خیس کردن
رطوب,حالت داشتن مقدار کمی رطوبت
رطوبت,نم
جاذب رطوبت,دفع کننده رطوبت
مرطوب کردن
مرطوبکننده
موهیتو
قوری قهوهساز اسپرسو
دندان آسیای بزرگ • مولر,مربوط به واحدهای بزرگ رفتار
جذب مولی,ضریب جذب مولی
غلظت مولار
شیره
قالب • شکل دادن
قابل قالب گیری,قابل شکل دهی
قالب گیری شده,شکل داده شده
بیسکویت طرحدار
پوسیدن,فاسد شدن
قالب گیری,شکل دهی
موش کور
موش حفار برهنه
مولکولی
ژنتیک مولکولی
تصویربرداری مولکولی,تجسم مولکولی
جرم مولکولی,وزن مولکولی
مولکول
*لانه موش کور
پارچهی نخی محکم
مولکی,یک بازی فنلاندی در فضای باز
دلجویی کردن از
نرمتن
خانواده نرمتنان,خانوادهای از نرمتنان
سرده نرمتنان,سرده ای از نرمتنان
مولی بالهکوتاه
*مارمولک خاردار
مولوته (خوراک مکزیکی)
پوست اندازی,ریزش دوره ای • پوست انداختن
ذوب شده,مایع شده به دلیل دمای بالا
*مولیبدن
مامان