جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Modishness
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
The modishness of her wardrobe made her a trendsetter in the fashion community.
مد روز بودن کمد لباسش او را به یک تعیین کننده روند در جامعه مد تبدیل کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
modishness
modish
mode



























