mass-producematernity
از 32
mass-producematernity
mass-produce[v]

تولید انبوه,ساخت انبوه

mass-produced[adj]

تولید انبوه,ساخته شده با فرآیندهای استاندارد

massacre[v][n]

قتل‌عام کردن • کشتار,قتل عام

massage[n][v]

ماساژ • ماساژ دادن

massage chair[n]

*صندلی ماساژ

massage oil[n]

روغن ماساژ

massage parlor[n]

سالن ماساژ

massage soap[n]

صابون ماساژ

massage therapist[n]

ماساژ درمانگر

massaman curry[n]

کاری گوشت و سیب‌زمینی تایلندی

massasauga[n]

*مار زنگی ماساسااوگا

masse shot[n]

شوت ماسه,ضربه با چرخش شدید

masses[n]

توده‌ها,جمعیت

masseur[n]

ماساژور (آقا)

masseuse[n]

ماساژور خانم

massif[n]
massive[adj]

غول پیکر

massively[adv]

به‌شدت

massively multiplayer online role-playing game[n]

بازی نقش‌آفرینی برخط چندنفره گسترده

mast[n]

دکل,تیرک بادبان

mast cell[n]

سلول ماست,ماستوسیت

mastaba[n]

مصطبه (گونه‌ای آرامگاه در مصر باستان)

mastectomy[n]

ماستکتومی

master[n][v][adj]

استاد (هنر) • ماهر شدن • اصلی,مرکزی

master bedroom[n]

اتاق خواب اصلی,اتاق خواب مستر

master craftsman[n]

استادکار

master key card[phrase]
master of arts[n]

کارشناسی ارشد هنر,استاد هنر

master of business administration[n]

مدیریت ارشد کسب‌و‌کار

master of ceremonies[n]

رئیس تشریفات

master of counseling[n]

کارشناسی ارشد مشاوره,استاد مشاوره

master of divinity[n]

استاد الهیات,کارشناسی ارشد در الهیات

master of education[n]

کارشناسی ارشد آموزش,استاد آموزش

master of engineering[n]

کارشناسی ارشد مهندسی,استاد مهندسی

master of fine arts[n]

استاد هنرهای زیبا,کارشناس ارشد هنرهای خلاق

master of laws[n]

کارشناسی ارشد حقوق,استاد حقوق

master of letters[n]

استاد ادبیات,کارشناسی ارشد ادبیات

master of medicine[n]

استاد پزشکی,کارشناسی ارشد پزشکی

master of own fate[phrase]

صاحب‌اختیارِ سرنوشتِ خود

master of performing arts[n]

کارشناسی ارشد هنرهای نمایشی,استاد هنرهای نمایشی

master of philosophy[n]

استاد فلسفه,کارشناسی ارشد فلسفه

master of public health[n]

کارشناس ارشد سلامت عمومی,مدرک کارشناسی ارشد در سلامت عمومی

master of research[n]

کارشناسی ارشد تحقیقات,استاد تحقیقات

master of sacred theology[n]

استاد الهیات مقدس,کارشناسی ارشد الهیات مقدس

master of science[n]

Master of Science,کارشناسی ارشد علوم

master of science in engineering[n]

کارشناسی ارشد علوم مهندسی,کارشناسی ارشد مهندسی

master of science in management[n]

کارشناسی ارشد مطالعات مدیریت,استاد مطالعات مدیریت

master of science in nursing[n]

کارشناسی ارشد علوم پرستاری,استاد علوم پرستاری

master of social work[n]

کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی,مدرک کارشناسی ارشد در مددکاری اجتماعی

master of studies[n]

استاد مطالعات,Master of Studies

master of surgery[n]

استاد جراحی,کارشناس ارشد جراحی

master of technology[n]

استاد فناوری,کارشناسی ارشد فناوری

master plan[n]

طرح جامع

master shot[n]

نمای اصلی

master's degree[n]

مدرک کارشناسی ارشد

mastered[adj]

مسلط,کاملاً آموخته شده

masterful[adj]

استادانه,استثنایی

masterfully[adv]

با مهارت,استادانه

masterly[adj]

استادانه,ماهر

mastermind[v][n]

طرح ریزی کردن,رهبری کردن • مغز,نابغه خلاق

masterpiece[n]

شاهکار

masters tournament[n]

مسابقات مسترز,تورنمنت مسترز

masterstroke[n]

حرکت هوشمندانه

masterwork[n]

شاهکار

mastery[n]

مهارت

masthead[n]

سر دکل,سکوی دیدبانی روی دکل

mastic[n]

مستکی,بنه کوهی

masticate[v]

جویدن

mastication[n]

جویدن,آسیاب کردن

mastiff[n]

ماستیف (نژاد سگ)

mastodon[n]

ماستودون,فیل دندان شمشیری

mastopexy[n]

جراحی لیفت سینه

mat[n][v][adj]

فرشچه • گره خوردن,نمدی شدن • مات,کدر

matador[n]

ماتادور, گاوباز

matar paneer[n]

*ماتار پنیر (خوراک هندی)

matbucha[n]

مطبوخه

match[v][n]

مشابه بودن • کبریت

match moving[n]

مطابقت حرکت,ردیابی حرکت

match play[n]

بازی مسابقه

match point[n]

نقطه مسابقه,لحظه سرنوشت ساز

match up[v]

همسو بودن

matcha[n]

*چای ماچا

matchbox[n]

قوطی کبریت

matched[adj]

جفت شده,مناسب

matchet[n]

ماشه,چاقوی بزرگ

matching[adj]

همسان,هماهنگ

matchless[adj]

بی‌همتا

matchstick man[n]

آدمک چوب‌کبریتی

matchup[n]

مسابقه (بین دو تیم یا نفر)

mate[v][n]

جفت‌گیری کردن • *ماته

material[n][adj]

ماده • مادی

material body[n]

بدن مادی,بدن فیزیکی

material handling cart[n]

چرخ‌دستی حمل بار

materialism[n]

مادی‌گرایی

materialistic[adj]

مادی‌گرا

materiality[n]

مادیت

materialize[v]

تحقق یافتن,واقعی شدن

materially[adv]

به طور ملموس

maternal[adj]

مادرانه

maternity[n]

مادری,بارداری

LanGeek
دانلود برنامه