سریع عقبنشینی کردن
بیخودی شلوغش کردن
خود را مضحکه کردن
چیزی را بیش از حد مهم جلوه دادن
از اجبار فرصت ساختن
تعقیب کردن
در نظر گرفتن
خود را مسخره کردن
تلاش کردن
استثنا قائل شدن
بهانه آوردن
خود را مضحکه کردن
با دوستدختر خود ازدواج کردن
تاثیر گذاشتن,ایجاد تفاوت
بر ذهن کسی تأثیر گذاشتن
به چیزی توجه کردن
مفت و مجانی به هدف رسیدن
عصبانی کردن
راحت بودن
خون کسی را به جوش آوردن
خون را در رگها خشک کردن
اطمینان حاصل کردن
متحد شدن
تماس برقرار کردن
به بهترین شکل از چیزی استفاده کردن
روز کسی را ساختن
ناچارا به چیزی قناعت کردن
خرج و دخل را جور کردن
به سمت جهتی حرکت کردن
پر کردن,ارضاء کردن
به وعده عمل کردن,همانطور که قول داده شد عمل کنید • به ثروت و موفقیت بزرگ رسیدن
کسی را عصبانی کردن
مو به تن سیخ شدن
خوشحال کردن
تا فرصت هست استفاده کردن
سر از چیزی درآوردن
پیشرفت کردن
تاریخساز شدن
بر چیزی اثر گذاشتن
متحول کردن
ادغام کردن,آمالگام کردن
به موفقیت بزرگ رسیدن
برای رقاصه پول پاشیدن
جبران کردن
اوضاع را سخت کردن
اسم و رسمی به هم زدن
اوضاع را بدتر کردن
حسابی شکست دادن
آب به دهان انداختن