much ado about nothingmultigrain bread
از 32
much ado about nothingmultigrain bread
much ado about nothing[phrase]

هیاهو برای هیچ

much as[conj]

همانطور که,اگرچه

much of a muchness[phrase]

تقریباً مثل هم

much-needed[adj]

بسیار ضروری

mucho[adv]

بسیار

mucilage[n]

موسیلاژ,ماده ژلاتینی ترشح شده توسط گیاهان

mucilaginous[adj]

چسبناک,ژله‌ای

muck about[v]

احمقانه رفتار کردن

muck about with[v]

بی دقتی دستکاری کردن,بی ملاحظه آزمایش کردن

muck up[v]

خراب کردن (کاری یا چیزی)

mucker[n]

رفیق قدیمی,دوست

muckrake[v]

افشا کردن,روزنامه نگاری تحقیقی انجام دادن

muckraking[n]

روزنامه‌نگاری افشاگرانه

mucky[adj]

کثیف,گلی

mucky pup[n]

بچه کثیف,توله‌کثیف

mucus[n]

خلط

mucus membrane[n]

غشاء مخاطی,پرده مخاطی

mud[n][v]

گِل • گل آلود کردن,لاي گرفتن

mud bath[n]

حمام گل

mud brick[n]
mud dauber[n]

*زنبور گِلی

mud hut[n]

کلبه گلی,خانه گلی

mud pack[n]

ماسک گلی

mud turtle[n]

لاک‌پشت گلی,لاک‌پشت مردابی

muddiness[n]

تاری,کدری

muddle[n][v]

بی نظمی,سردرگمی • درهم‌برهم کردن

muddle through[v]

یک موقعیت دشوار را مدیریت کردن

muddle up[v]

اشتباه گرفتن

muddled[adj]

نامشخص و گیج‌کننده

muddy[adj][v]

گلی,لجن آلود • گل آلود کردن,لجن زدن

muddy the waters[phrase]

موضوع را پیچیده کردن

mudflap[n]

محافظ گل,گلگیر

mudflat[n]

دشت گلی,جلگه جزر و مدی

mudpuppy[n]

سمندر آبی,مودپاپی

mudroom[n]

رختکن کوچک

mudskipper[n]

گل‌خورک

mudslide[n]

گل‌شار

mudspringer[n]

پرشگر گل,ماهی راه رونده

muenster[n]

پنیر مونستر

muesli[n]

غلات صبحانه

muff[n][v]

دستکش لوله‌ای از خز یا پشم • خراب کردن,نابود کردن

muff diver[n]

لیسنده واژن,انجام‌دهنده کانیلینگوس

muff puff[n]

سکس دهانی با واژن,لیسیدن واژن

muffin[n]

مافین

muffin tin[n]

سینی مافین

muffle[v][n]

خفه کردن,کم صدا کردن • کوره موفله,موفله

muffled[adj]

(خفه) صدا

muffler[n]

صدا خفه کن,مفلر

mug[n][v]

لیوان (دسته‌دار) • زورگیری کردن

mug off[v]

تحقیر کردن در ملاء عام,کم ارزش کردن

mug up[v]

قبل از امتحان سریع مطالعه کردن

mugged by reality[phrase]
mugger[n]

زورگیر

mugging[n]

زورگیری

muggins[n]

ساده لوح,احمق

muggy[adj]

گرم و مرطوب

mugilidae[n]

ماهیان کفال,کفال خاکستری

mugshot[n]

عکس بازداشت

muhammad[n]

محمد

mulatto[n]

دورگه

mulberry[n][adj]

توت • تمشکی

mulch[n][v]

خاکپوش • خاکپوش کردن

mulct[n][v]

جریمه,مجازات مالی • جریمه کردن,محکوم به جریمه کردن

mule[n]

قاطر

mule deer[n]

استرآهو

muleteer[n]

قاطرچی

mulgara[n]

مولگارا

mulishly[adv]

سرسختانه,یکدنده

mull[v][n]

به عمق در مورد یک موضوع فکر کردن,در مورد یک موضوع تأمل کردن • جزیره‌ای در غرب اسکاتلند در هبریدهای داخلی,مول، جزیره‌ای در هبریدهای داخلی در اسکاتلند

mull over[v]

عمیقاً به چیزی فکر کردن

mullah[n]

ملا,مُلّا

mulled wine[n]

*شراب معطر گرم

muller[n]

یک هاون,یک دسته هاون

mullet[n]

کفال ماهی شکلان

mullethead[n]

احمق,نادان

mulligan stew[n]

خورش مالیگان

mulligatawny[n]

*مولیگاتونی

multi use knife[n]

چاقوی چندمنظوره,چاقوی چندکاره

multi-ethnic[adj]

چندقومی,چندنژادی

multi-layered[adj]

پیچیده

multi-pitch climbing[n]

صعود چند مرحله‌ای

multi-storey car park[n]

پارکینگ چند طبقه,پارکینگ چند سطحی

multi-tool[n]

ابزار چندکاره,چندکاره

multi-user[adj]

چندکاربره

multi-user dungeon[n]

سیاه‌چال چندکاربره

multibillion[adj]

چند میلیاردی,چند میلیارد

multicellular[adj]

چند سلولی,مالتی سلولار

multichannel[adj]

چندکاناله

multicolor[adj]

چندرنگ,رنگارنگ

multicolored[adj]

رنگارنگ

multicomponent alloy[n]

آلیاژ چند جزئی,آلیاژ با چندین جزء

multicore cable[n]

کابل چند هسته ای,کابل چند کاناله

multicult[adj]

چندفرهنگی,چند فرهنگی

multicultural[adj]

چندفرهنگی

multiculturalism[n]

چندگانگی فرهنگی

multidisciplinary[adj]

چندرشته‌ای

multifaceted[adj]

چندجانبه

multifarious[adj]

گوناگون

multiform[adj]

چندشکلی

multigrain bread[n]

نان چندغله

LanGeek
دانلود برنامه