هیاهو برای هیچ
همانطور که,اگرچه
تقریباً مثل هم
بسیار ضروری
بسیار
موسیلاژ,ماده ژلاتینی ترشح شده توسط گیاهان
چسبناک,ژلهای
احمقانه رفتار کردن
بی دقتی دستکاری کردن,بی ملاحظه آزمایش کردن
خراب کردن (کاری یا چیزی)
رفیق قدیمی,دوست
افشا کردن,روزنامه نگاری تحقیقی انجام دادن
روزنامهنگاری افشاگرانه
کثیف,گلی
بچه کثیف,تولهکثیف
خلط
غشاء مخاطی,پرده مخاطی
گِل • گل آلود کردن,لاي گرفتن
حمام گل
*زنبور گِلی
کلبه گلی,خانه گلی
ماسک گلی
لاکپشت گلی,لاکپشت مردابی
تاری,کدری
بی نظمی,سردرگمی • درهمبرهم کردن
یک موقعیت دشوار را مدیریت کردن
اشتباه گرفتن
نامشخص و گیجکننده
گلی,لجن آلود • گل آلود کردن,لجن زدن
موضوع را پیچیده کردن
محافظ گل,گلگیر
دشت گلی,جلگه جزر و مدی
سمندر آبی,مودپاپی
رختکن کوچک
گلخورک
گلشار
پرشگر گل,ماهی راه رونده
پنیر مونستر
غلات صبحانه
دستکش لولهای از خز یا پشم • خراب کردن,نابود کردن
لیسنده واژن,انجامدهنده کانیلینگوس
سکس دهانی با واژن,لیسیدن واژن
مافین
سینی مافین
خفه کردن,کم صدا کردن • کوره موفله,موفله
(خفه) صدا
صدا خفه کن,مفلر
لیوان (دستهدار) • زورگیری کردن
تحقیر کردن در ملاء عام,کم ارزش کردن
قبل از امتحان سریع مطالعه کردن
زورگیر
زورگیری
ساده لوح,احمق
گرم و مرطوب
ماهیان کفال,کفال خاکستری
عکس بازداشت
محمد
دورگه
توت • تمشکی
خاکپوش • خاکپوش کردن
جریمه,مجازات مالی • جریمه کردن,محکوم به جریمه کردن
قاطر
استرآهو
قاطرچی
مولگارا
سرسختانه,یکدنده
به عمق در مورد یک موضوع فکر کردن,در مورد یک موضوع تأمل کردن • جزیرهای در غرب اسکاتلند در هبریدهای داخلی,مول، جزیرهای در هبریدهای داخلی در اسکاتلند
عمیقاً به چیزی فکر کردن
ملا,مُلّا
*شراب معطر گرم
یک هاون,یک دسته هاون
کفال ماهی شکلان
احمق,نادان
خورش مالیگان
*مولیگاتونی
چاقوی چندمنظوره,چاقوی چندکاره
چندقومی,چندنژادی
پیچیده
صعود چند مرحلهای
پارکینگ چند طبقه,پارکینگ چند سطحی
ابزار چندکاره,چندکاره
چندکاربره
سیاهچال چندکاربره
چند میلیاردی,چند میلیارد
چند سلولی,مالتی سلولار
چندکاناله
چندرنگ,رنگارنگ
رنگارنگ
آلیاژ چند جزئی,آلیاژ با چندین جزء
کابل چند هسته ای,کابل چند کاناله
چندفرهنگی,چند فرهنگی
چندفرهنگی
چندگانگی فرهنگی
چندرشتهای
چندجانبه
گوناگون
چندشکلی
نان چندغله