جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mork
01
احمق, نادان
an annoying, foolish, or incompetent person
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
morks
مثالها
That mork spilled his drink on my laptop.
آن mork نوشیدنی خود را روی لپتاپ من ریخت.



























