جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Metacognition
01
فراشناخت, توانایی تفکر و تنظیم فرآیندهای فکری خود
the ability to think about and regulate one's own thinking processes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Sally used metacognition to reflect on her study habits and improve her learning strategies.
سالی از فراشناخت برای تأمل در عادات مطالعهاش و بهبود استراتژیهای یادگیری خود استفاده کرد.



























