جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to misattribute
01
اشتباه نسبت دادن
to incorrectly state what or who created or caused something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
misattribute
سومشخص مفرد
misattributes
وجه وصفی حال
misattributing
گذشته ساده
misattributed
اسم مفعول
misattributed
مثالها
She realized later that she had misattributed the painting to a different artist.
او بعداً متوجه شد که نقاشی را به اشتباه به هنرمند دیگری نسب داده است.
درخت واژگانی
misattribute
attribute



























