جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Misstep
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
missteps
مثالها
The company's misstep in the marketing campaign led to a significant loss of customer trust.
اشتباه شرکت در کمپین بازاریابی منجر به از دست رفتن قابل توجه اعتماد مشتریان شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
misstep
step



























