جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سیستم گرمایشی, وسیله گرمایشی, شوفاژ
میشه گرمایش رو روشن کنید، اینجا خیلی سرده.
گرما, انرژی حرارتی
گرما از خورشید سطح زمین را گرم میکند و انرژی را برای زندگی فراهم میکند.
گرما
علیرغم گرما، آنها به سفر خود در بیابان ادامه دادند.
تنش, چالش، سختی
گرمای رقابت محسوس بود وقتی دوندهها به سمت خط پایان دویدند.
گرما, گرما
او گرمای خورشید را روی پوستش احساس کرد.
حرارت, شور
او با چنین حرارتی صحبت کرد که همه در اتاق تحت تأثیر کلماتش قرار گرفتند.
گرما
گربه ماده در حالت فحلی بود و توجه چندین گربه نر در محله را به خود جلب کرد.
مسابقه مقدماتی, دور مقدماتی
ورزشکار در حالی که برای مسابقه خود در مسابقه 200 متری آماده میشد، مطمئن بود.
کفشهای آتشین, کفشهای داغ
آن جفت جردن محض آتش است.
گرم کردن, داغ کردن
سرآشپز در حال حاضر سس را روی اجاق گرم میکند.
میله فلزی به سرعت گرم شد وقتی در آتش قرار گرفت.
تحریک کردن, برانگیختن
سخنرانی پرشور فعال، جمعیت را گرم کرد و آنها را به اقدام ترغیب نمود.
گرم کردن, حرارت دادن
پتوی برقی به سرعت تخت را گرم کرد و در شبهای سرد گرما فراهم آورد.
درخت واژگانی



























