جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او پاهایش را در شنهای گرم ساحل فرو برد.
او با یک لبخند گرم به ما خوش آمد گفت و باعث شد احساس کنیم در خانه خودمان هستیم.
گرم, گرم رنگ
نقاش رنگهای گرم را برای تقویت فضای پذیرایی اتاق انتخاب کرد.
گرم, تسلی بخش
بوی گرم شبنم صبحگاهی باغ را زنده میکرد.
نزدیک (در حدس زدن)
در طول بازی قایم باشک، بچهها هر وقت دوستشان به محل مخفی شدن نزدیک میشد فریاد میزدند "گرم".
گرم, عایق
او یک پلیور گرم پوشید تا در روز سرد پاییزی راحت بماند.
پرشور, پراحساس
دو دوست در یک بحث گرم درباره بهترین راه حل مشکل درگیر شدند.
گرم, تحریکآمیز
رمان شامل برخی صحنههای داغ است که برای مخاطبان بالغ در نظر گرفته شدهاست.
گرم کردن, گرمتر کردن
او از پتو برای گرم کردن خود در شبهای سرد استفاده میکند.
همانطور که روز پیش میرفت، اتاق گرم شد، و آن را راحتتر کرد.
گرم کردن, نرم کردن
کلمات مهربانانه او قلبش را گرم کرد.
گرما, گوشه گرم
او خود را در پتویی پیچید و در گرما کنار بخاری آرام گرفت.
درخت واژگانی



























