جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
warily
01
محتاطانه, بااحتیاط
in a careful manner, with a sense of caution and suspicion
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
He warily entered the abandoned house, flashlight in hand, ready for any surprises.
او با احتیاط وارد خانه متروکه شد، چراغ قوه در دست، آماده برای هرگونه غافلگیری.
درخت واژگانی
unwarily
warily
wary



























