جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
از مسافران خواسته شد که در ایستگاه بعدی از اتوبوس پیاده شوند.
پیاده شدن, از پیاده شدن
او از اسبش پیاده شد و آن را به درختی بست.
ترک کردن, تمام کردن
او توانست برای یک قرار ملاقات پزشکی زودتر از کار مرخص شود.
فرستادن, ارسال کردن
من باید این نامه را به دوست مکاتبهای خود بفرستم.
برداشتن, حذف کردن
کولهپشتیت را از روی میز من بردار.
پیاده شدن, فرود آمدن
پیاده شو از نرده؛ نشستن آنجا ایمن نیست.
رهایی یافتن, نجات یافتن
او فکر میکرد که از تصادف دوچرخه جان سالم به در میبرد، اما یک خراش کوچک داشت.
رهایی یافتن, اجتناب از مجازات
آنها انتظار نداشتند که به این راحتی از نقض قوانین مدرسه رهایی یابند.
شروع کردن, آغاز کردن
گوینده با یک حکایت طنزآمیز شروع جذابی داشت.
برداشتن, حذف کردن
دستهای کثیفت را بردار از کتاب جدیدم.
ترک کردن, قطع کردن
او تصمیم گرفت برای بهبود سلامتی خود سیگار را ترک کند.
حرکت کردن, شروع سفر
آنها برای سفر کوهنوردی حرکت کردند در سپیده دم.
کمک به ترک کردن, بدرقه کردن
او بچهها را به راه انداخت تا به مدرسه بروند، مطمئن شد که آنها سرویس را به موقع سوار شدند.
رها کردن, کنار گذاشتن
او سعی کرد گروه را از بحث درباره اینکه چه فیلمی تماشا کنند خارج کند.
به خواب رفتن, خوابیدن
پس از یک روز طولانی، او برای به خواب رفتن تلاش کرد.
به خواب رفتن, خواباندن
او یک لالایی خواند تا کودکش را بخواباند.
مست شدن, تحت تاثیر مواد قرار گرفتن
او قرصهای زیادی خورد و در مهمانی مست شد.
او از پوشیدن لباس زیر زنانه و احساس زنانه لذت میبرد.
بوسه پر شور, درگیر فعالیت جنسی شدن
آنها یک نقطه آرام در پارک پیدا کردند و شروع به بوسیدن پرشور کردند.
به ارگاسم رساندن, تحریک کردن
آنها راههای جدیدی برای به ارگاسم رساندن یکدیگر و ارضای تمایلاتشان کشف کردند.



























